محمد تاجيک – کارشناس ارشد جغرافياي سياسي بهار 1382
ايران- امارات و اختلاف بر سر جزاير تنب و ابوموسي
مقدمـه
هدف اساسي و غير قابل تغيير هر دولت و ملتي، بقاي ملي است و اين مهم خود در گرو مقوله تهديد است و هر چه تهديدها بيشتر باشد، تأکيد دولت و مردم بر مسائل امنيتي نيز بيشتر خواهد بود.
يکي از منابع تهديد کننده بالقوه امنيت ملي کشورمان، ادعاي امارات متحدة عربي، مبني بر مالکيت جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک است که اتحاديه عرب و شوراي همکاري خليج هميشه از اين ادعا حمايت کرده اند. البته اين امر در تقويت احساسات ملي ايرانيان و حساسيت هاي آنان در اين زمينه نقش مهمي مي تواند ايفا کند که نمونه اي از اين حساسيتها را مي توان در موارد زير ديد:
شهرت عام اين جزاير براي مردم کوچه و بازار، ارتقاي اين جزاير به سطح شهرستان علي رغم نداشتن قابليتهاي مناسب جمعيتي، اعلام دايم وضعيت آب و هوايي اين جزاير در برنامه هاي خبري صدا و سيما و ذکر نام اين جزاير کوچک و ...
در تحقيق که با نهايت اختصار تهيه شده است نگارنده با استفاده از منابع موجود سعي در شناساندن ريشه هاي اين اختلاف به خوانندگان عزيز دارد.
جغـرافياي جـزاير مـورد اختـلاف
1- تنب بزرگ: جزيره تنب در هفده مايلي جنوب شرقي قشم، در شمال خط منصف
خليج فارس واقع شده است. فاصله اين جزيره از بندر لنگه 30 مايل و از رأس الخيمه امارات 46 مايل مي باشد. تنب در لهجه فارسي تنگستاني در جنوب کشور به معناي تپه است. از آنجا که تنب از دروازه ورودي خليج فارس نسبتاً دور مي باشد ارزش استراتژيک آن به تنهايي هرگز اهميت نداشته است ولي، از ديد استراتژيک مفروض ايران، تنب به دليل آنکه بخشي از خط دفاعي ايران در مقابل تنگه هرمز را تشکيل مي دهد، ارزش بالايي دارد. مساحت جزيره حدود 11 کيلومتر مربع بوده و بين 26 درجه و 15 دقيقه تا 26 درجه و 19 دقيقه عرض شمالي و 55 درجه و 16 دقيقه تا 55 درجه و 19 دقيقه طول شرقي قرار گرفته است. سطح جزيره شن زار و خشک است. در شمال غربي جزيره، تپه هايي وجود دارد که بلندترين نقطه آنها به 53 متر مي رسد. اين جزيره داراي آب نسبتاً شيرين بوده و چند حلقه چاه آب شيرين دارد. تنب بزرگ در تقسيمات سياسي ايران مرکز بخشي به همين نام است و جزيي از شهرستان ابوموسي مي باشد. جزيره داراي يک باند فرودگاه، يک اسکله، تأسيسات سردخانه شيلات و خانه هاي سازماني، پاسگاه نيروي دريايي و تأسيسات رفاهي و يک چراغ دريايي است. جزيره در سال 1371 حدود 400 نفر جمعيت داشته که اين جمعيت کم آميخته اي است از ايرانيان که اصلاً از بندر لنگه و عربهايي از قبيله بني ياس دبي مي باشند. ساکنان تنب بزرگ از طريق ماهيگيري و صيد مرواريد امرار معاش مي کنند. و زراعت به ميزان اندکي در جزيره وجود دارد و باغهاي ميوه و نخلستان در غرب جزيره به چشم مي خورد. کارمندان دولتي و نظامي نيز قابل توجه هستند.
2- تنب کوچک: جزيره مثلثي شکل تنب کوچک با مساحتي حدود 2 کيلومتر مربع، در 5/7 مايلي غرب تنب بزرگ، بين 26 درجه و 14 دقيقه عرض شمالي و 55 درجه و 9 دقيقه طول شرقي واقع است. جزيره تا بندر لنگه 27 مايل و تا رأس الخيمه 50 مايل فاصله دارد.
اين جزيره که پوشيده از تپه هاي صخره اي کوچک است، در بلندترين نقطه حدود 32 متر ارتفاع دارد. اين جزيره فاقد آب آشاميدني مي باشد و خالي از سکنه است. از ديد استراتژيک جزيره تنب کوچک فقط به عنوان يک نقطه ارتباطي و پشتوانه اي براي جزيره تنب بزرگ اهميت دارد. اين جزيره داراي معدن خاک سرخ است اما هنوز استخراج نمي شود.
3- ابوموسي: اين جزيره در غربي ترين نقطه
جزاير شش گانه[1] قرار دارد که آخرين نقطه از خط منحني استراتژيک مفروض ايران در مقابل دروازه ورودي تنگه هرمز را تشکيل مي دهد. اين جزيره حدود 12 کيلومتر مربع وسعت و بين دو عرض جغرافيايي 25 درجه و 51 دقيقه تا 25 درجه و 54 دقيقه شمالي و دو طول جغرافيايي 55 درجه و يک دقيقه و 55 درجه و 4 دقيقه شرقي واقع است. اين جزيره در فاصله 31 مايلي شرق جزيره سيري، 42 مايلي بندر لنگه ايران و 38 مايلي شارجه امارات قرار دارد. پستي و بلندي هاي ابوموسي به سوي شمال افزايش يافته تا سرانجام در بخش شمالي به بلندترين نقطه جزيره يعني
کوه حلوا مي رسد. اين بلندي مخروطي شکل و تيره رنگ حدود 110 متر ارتفاع دارد. نيمه جنوبي جزيره تقريباً مسطح و بصورت جلگه شني و خاکي در جهت شرقي – غربي گسترده شده است.

تصوير 1: شش جزيره استراتژيک که در تنگه هرمز بر روي يک خط مورب قرار دارند.
تعدادي چاه در اين جزيره وجود دارد که از آنها آب تازه مي جوشد و باغهاي نخل آن منظره اي آشنا هستند. ابوموسي بويژه به دليل ذخاير اکسيد آهن قرمز خود معروفيت دارد. از نظر تقسيمات سياسي شهر ابوموسي مرکز شهرستان ابوموسي[2] است که در سال 1375 اين شهرستان حدود 3400 نفر جمعيت داشته است. اکنون حدود 2000 نفر در قسمت ايراني اين جزيره تحت حاکميت ايران مشغول به کارند و اکثر آنها کارمندان وزارت کشور و پرسنل نظامي هستند. چندين پروژه توسعة عمدتاً در رابطه با خدمات براي اين جزيره اجرا شده اند که ايجاد دو شهرک کوچک ولي مدرن از آن جمله است: يکي از آنها مختص ماهيگيران محلي(شهرک صيادي) و ديگري براي استفاده کارکنان دولت (شهرک ابوموسي) است. اين دو شهرک از تسهيلات ضروري از جمله برق، 16 مايل جاده و يک فرودگاه برخوردارند. شرکت شيلات ايران نيز داراي تأسيساتي در جزيره است. کارخانه آب شيرين کن هم آب قابل شرب اهالي جزيره را توليد مي کند. در قسمت شارجه اي جزيره نيز چند پروژه توسعه براي ساکنان بومي آن که حدود هفتصد نفر مي باشند به اجرا درآمده است. جمعيت اين قسمت در زماني که هوا مناسب تر است و به يک محل تفريحي براي گردشگران اماراتي تبديل مي شود، افزايش مي يابد. اين شهرک هم داراي نيروگاه برق و کارخانه تصفيه آب است. تماس بين مردم ايراني و شارجه اي اين جزيره کم است ولي در مواقع اضطراري مانند از کار افتادن کارخانه هاي تصفيه آب به يکديگر کمک مي کنند. در حالي که قايق کوچک «خاطر» هفته اي دو بار بين شارجه و قسمت عربي براي حمل مسافر و کالا تردد مي کند، سکنه ايراني از طريق هوا و خدمات دريايي با بندرعباس ارتباط دارند.
اولين امتياز استخراج اکسيد آهن جزيره در اواخر قرن نوزدهم به يکي از بوميان لنگه واگذار شد. شيخ قاسمي لنگه در ازاي واگذاري اين امتياز، ساليانه 250 پوند از طرف خود حق امتياز مي گرفت. اين امتياز در آستانه قرن بيستم و پس از انقراض قاسمي ها در لنگه در سال 1887 به يک صنعتگر معروف ايراني به نام «حاج معين بوشهري» واگذار شد. در زمان معاصر، امتياز استخراج معادن آهن ابوموسي به يک شرکت آلماني به نام «ووئنکهاوس» واگذار شد. سپس اين امتياز به يک شرکت انگليسي و ژاپني رنگ سازي واگذار شد (1912). اين امتيازات که از سوي شيخ شارجه واگذار شده بود بعد از يادداشت تفاهم ايران و شارجه در نوامبر 1971 مورد تأييد ايران قرار گرفتند.
نفت ابوموسي از حوزه اي در نزديکي آن به نام «ميدان مبارک» توليد مي شود که بهترين کيفيت توليدي در خليج فارس را دارا است. نفت اين حوزه از سه چاه توسط شرکت نفت و گاز «بوتس» استخراج مي گردد. امتياز اين استخراج توسط شيخ شارجه واگذار و در دسامبر 1971 با اين تفاهم که سود حاصله از استخراج بايد به طور مساوي ميان ايران و شارجه تقسيم شود مورد تأييد ايران قرار گرفت.پس از توافق نوامبر 1971 ايران – شارجه و متعاقب احياي حقوق حاکميت ايران نسبت به اين جزيره، محدودة آبهاي سرزميني ايران[3] حول جزيره ابوموسي 12 مايل تعيين گرديد. اجراي اين قانون باعث تداخل با آبهاي ساحلي امير نشين ام القوين شد. اين امير نشين براي اين مشکل راه حلي پيدا کرد. بدين ترتيب كه 15 درصد درآمد شارجه از توليد نفت ابوموسي به ام القُوِين داده شود. در ضمن بوميان جزيرة ابوموسي در هر بخش اصالتاً از ايرانيان لنگه اي و عربان قبيلة سودان از دهکده خان در شارجه هستند که تعدادشان به 700 نفر مي رسد.
تصوير 2: جزاير تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسي.
ظـهور امـارات
قبايل شبه جزيره مسندم (شبه جزيره اي كه در جنوب تنگه هرمز قرار دارد) و ساير سواحل جنوبي خليج فارس که از ترس نادر شاه در آرامش به سر مي برد، پس ار قتل وي در سال 1747 م. از فرصت استفاده کرده و فعاليتهاي خود را در خارج از شبه جزيره از سر گرفتند. وضع آشفته ايران تا زمان روي کار آمدن کريم خان در 1757 م. ادامه داشت.
وي با اعراب منطقه خليج فارس روابط دوستانه بر قرار کرد و اين براي قبايل عرب بويژه قاسمي ها (جواسيم) که در صدد کسب قدرت بودند بسيار مفيد واقع شد. آنان شروع به تجارت و بازرگاني کردند و در آستانه قرن 19 قدرت دريايي چشمگيري يافتند. انگليسيها که خود را حاکم مطلق آبهاي شرقي مي دانستند کنترل قواسم بر آبهاي خليج فارس و درياي عمان را براي امنيت هند خطرناک مي دانستند، لذا به بهانه ريشه کني دزدان دريايي نيروهايشان را به سمت خليج حرکت دادند. آنان در 1819 قبايل قاسمي شبه جزيره مسندم را شکست دادند و در 1820 بريتانيا با پنج رهبر قبايل شبه جزيره يک معاهده صلح امضا کرد که اين قبايل را تحت کنترل انگليسيها قرار مي داد. اين قبايل عبارت بودند از: ابوظبي، عجمان، ام القوين، دوبي و شارجه که بعداً به امارت متصالحه (صلح کننده) معروف شدند. موادي از اين قرارداد اين واحدهاي قبيله اي را به عنوان موجوديتهاي سياسي مستقل از هم ومستقل از دولتهاي همسايه مي شناخت که براي اولين بار اين کار صورت مي گرفت وبريتانيا آنها را به رسميت شناخت.
شيوخ قاسمي شارجه که روابطي با حاکم مسقط نيز داشتند در 1864 معاهده جداگانه با انگلستان امضاء کردند که طبق آن تحت الحمايه انگليس قرار مي گرفت و روابط خارجيش به انگلستان محدود مي گشت. اين معاهده وضعيت سياسي شارجه را به عنوان يک امير نشين مستقل از ديگران در منطقه به رسميت مي شناخت.
«شيخ سلطان بن صقر» از 1803 م. بر شارجه حکمراني مي کرد و در 1866 م. درگذشت. پس از مرگ وي رأس الخيمه از شارجه جدا شد و اگر چه در 1900 ميلادي دوباره بخشي از شارجه شد اما در 1921 م. براي هميشه مستقل شد. «فُجِيًره» نيز در 1901 ادعاي استقلال کرد اما پرداخت خراج تا 1952 به شارجه ادامه داشت تا اينکه در اين سال استقلال آن از سوي بريتانيا به رسميت شناخته شد. بخش شرقي «کلبه» نيز ادعاي استقلال از شارجه را داشت که موفق نشد.
اين فراز و نشيب هاي سرزميني، بريتانيا را بر آن داشت که براي اولين بار مفاهيم اروپايي حاکميت سرزميني و مرزهاي سياسي را به اين منطقه وارد کند تا ثبات به آن برگردد. البته کشف نفت نيز عامل مضاعفي شد که ضرورت تقسيمهاي سياسي و مرزي در عربستان شرقي را ايجاب مي کرد. از1954 م. «جي. اف. واکر» از سوي انگلستان شروع به تعيين حدود و مرزهاي سياسي تقسيمات سرزميني کرد که تا 1961 م. اين کار طول کشيد و قلمرو هر يک از اميرنشين ها و خطوط مرزي ميان آنها را ترسيم کرد. اين مرزها در 1962 م. رسميت يافت. و به موجب اين احکام، امير نشين ها براي اولين بار به وضعيت سرزميني دست يافتند. البته اين ترتيبات سرزميني ميان اميرنشينها هنوز هم براي حکام قبايل نامأنوس بود تا اين که در سال 1971 م. به تشکيل يک دولت اشتراکي نايل آمدند.
به هر حال هفت امارت شمال عمان[4] در فدارسيوني ادغام شدند که به دنبال اعلام 1968 م. با تصميم بريتانيا در زمينه خارج ساختن نيروهاي حمايتي بريتانيا از خليج فارس تشکيل شد. اين فدراسيون در دوم دسامبر 1971 م. رسماً حيات يافت و ابوظبي پايتخت آن تعيين شد. اين فدراسيون، شيخ نشين هاي هفتگانه عضو را بدون در نظر گرفتن تعداد جمعيت، وسعت سرزمين، و يا توانائي مالي و ... برابر شناخت. طبق اساسنامه اتحاديه هر چهار سال بايد رهبري فدراسيون در اختيار يکي از شيخ نشين هاي عضو باشد اما از همان ابتدا قدرت ميان ابوظبي و دوبي تقسيم شده است. مساحت کل فدراسيون 7/77 هزار کيلومتر مربع است. (ابوظبي 5/55 هزار کيلو متر مربع، دوبي 1700 مايل مربع، شارجه 1600 مايل، رأس الخيمه 1200 ، عجمان 150 ) و قريب 2 ميليون نفر جمعيت دارد که بيش از نيمي از جمعيت را خارجيان تشکيل مي دهند.
در ميان امارات هفتگانه، شارجه از هم گسيخته ترين سرزمين را داراست که از پنج بخش تشکيل شده است. سرزمين اصلي در ساحل خليج فارس، ديبه، کلبه، خورفگان در کنار درياي عمان و يک سرزمين کوچک در کوههاي احجار. (امارت شارجه طرف اصلي اختلاف ايران در جريان جزاير است)
تصوير 3: تقسيم بندي سرزميني ميان امارتهاي امارات متحده عربي
خودمختاري قاسمي ها (جواسيـم) در بندر لنـگه
هر گونه مطالعه در مورد جزاير سه گانه و اختلافات ايران و امارات ناگزير شامل نگاهي کوتاه به نقش خود مختاري قاسمي ها در بندر لنگه نيز مي شود.
پس از مرگ نادر شاه، دريادار ايراني «ملا علي شاه» حاکم خود مختار هرمز شد. وي از 1747 م. با عدم پرداخت ماليات ساليانه به دولت مرکزي و از طريق ازدواج سعي در برقراري اتحاد با شيوخ قاسمي نيرومند «جلفار» در ساحل مسندم بر آمد. هنگامي که در 1759 م. دزدان دريايي به اقامتگاه کارگزار سياسي بريتانيا در بندر عباس حمله کردند، کمپاني هند شرقي از كريم خان زند، طلب خسارت کرد، در اين هنگام، حاکم لار (جنوب فارس) مأمور خاتمه دادن به هرج و مرج منطقه شد و البته جنگ با ملاعلي شاه اجتناب ناپذير مي نمود و براي حمايت از وي بيش از 1000 جنگجو به فرماندهي شخص شيخ قاسمي جلفار به حمايت از ملا علي شاه وارد بندرعباس شدند و با ادامه جنگ يک شاخه از قاسمي ها موفق شدند در لنگه، لافت و قشم استقرار يابند.
کريم خان در مقابل خود مختاري عرب هاي سواحل شمالي خليج فارس از خود بردباري نشان داد و البته با اين کار در صدد جلب حمايت آنان در نبرد براي کسب قدرت بود. البته نرمش وي نسبت به قبايل عرب همزمان با قاسمي هاي دو ساحل کمک کرد تا اواخر قرن هجده و اوايل قرن نوزدهم به برتري دست يابند. در اين زمان کدخدايي لنگه به شيخ صالح رئيس قبيله قاسمي آن منطقه واگذار شد. پسران و نوه شيخ طبق سنت فدراتيو ديرينه ايران کدخدايي را بدون هر گونه نقض حاکميت ايران بر لنگه و بنادر و جزاير وابسته به آن به ارث بردند. کيش، قشم، تنب، سيري و تعدادي ديگر از جزاير در شمار توابع لنگه محسوب مي شدند. بنابراين حوزه اقتدار قاسمي ها در لنگه مانند ساير واليان قبلي و بعدي آن شامل جزاير و بنادرساحلي مي شد که بسياري از نقشه هاي رسمي فرانسه و انگلستان در قرن هجدهم اين امر را به خوبي نشان مي دهند.
پس از شکست قبيله قاسمي در 1819 م. در منطقه جلفار توسط انگليسي ها، تعدادي از نيروهاي انگليسي به قشم وارد شده و علي رغم مخالفت ايران پايگاه نظامي در آنجا احداث کردند. در 1822 م. انگليسي ها پس از کنترل ساحل مسندم تصميم گرفتند براي به اطاعت وا داشتن قاسمي هاي ساحل ايران نيرو به لنگه اعزام کنند. ايرانيها به علت اينکه شيوخ قاسمي لنگه اتباع ايران هستند با اين طرح مخالفت ورزيدند.
اگر چه بريتانيا در اينکه لنگه و توابع آن جزيي از ايران است ترديد نداشتند و قاسمي هاي لنگه اتباع و مقامات دولت ايران هستند اما به لنگه حمله کردند که پس از سرزنشهاي ايران، تصميم به توافق با دولت ايران گرفته و خسارت وارده را پرداخت کردند.
در نقشه هايي که در اين سالها توسط انگليسي ها تهيه شده جزاير سه گانه ابوموسي و تنب ها جزو ايران نشان داده شده است و اين جزاير به رنگ لنگه و ساير قسمتهاي ايران نشان داده شده است مانند نقشه «سرگرد موريسون» و «کاپيتان هنل».
در اين اثنا قاسمي هاي لنگه در طول دوران حکمراني خود بر اين بندر وفاداري خود به ايران را نشان دادند و ضمن پرداخت ماليات، نيرو نيز در اختيار دولت مرکزي قرار مي دادند.
دولت ايران در 1885 م. سازمان اداري قديمي زمان صفويان را دگرگون کرد و ايران را به 27 ايالت تقسيم کرد که ايالت بيست و ششم ايالات بنادر و جزاير خليج فارس بود. درهمان سال شيخ يوسف قاسمي که از سال 1878 م. بر لنگه حکومت مي کرد به دست يکي از بستگانش (شيخ قطيب بن راشد) به قتل رسيد و خود حکومت را به دست گرفت. اين واقعه دولت را بر آن داشت که خود مختاري قاسمي هاي لنگه را خاتمه بخشد و آن را مستقيماً تحت کنترل ايالت 26 خود در آورد. بعدها در 1898 م. شيخ محمد فرزند حاکم اسبق لنگه اين بندر را تصرف کرد و تا سال بعد آن را در اختيار خود نگه داشت. تا اينکه مقامات ايراني وي را تبعيد نمودند. بعدها گزارش شد که شيخ محمد در ديار عمان متصالحه درتلاش براي برگشت به لنگه است. ايران از بريتانيا خواست که مانع از هر گونه اقدام تجاوز کارانه از سوي جنوب خليج فارس عليه سرزمينهاي ايران در لنگه يا قسمتهاي ديگر سواحل ايران گردد.
گرفتن جـزاير و بازگـرداندن حاکميت به ابـوموسي
مقامات دولتي ايران مصمم به جلوگيري از به ارث بردن اختلاف بر سر مالکيت جزاير تنب و ابوموسي از انگلستان به امارات متحده عربي بودند. اين امر مي توانست مانع همکاري ايران و همسايگان عربي آن در خليج فارس شود، به همين جهت از اوايل 1970 م. به تقاضاي بازگرداندن دو تنب و ابوموسي به ايران را از سر گرفت. پس از حل قضيه بحرين[5]، در اين سال شايع شد که بريتانيا و ساير کشورهاي عربي منطقه به دولت ايران اطمينان داده اند که ابوموسي و تنب ها را در مقابل بحرين واگذار خواهند کرد.
اگر چه ايران در تلاش بود دو موضوع حاکميت بر بحرين و جزاير سه گانه را به هم مرتبط سازد ولي هيچ مدرکي دال بر اين زد و بند ميان ايران و بريتانيا وجود ندارد.
به هر حال، اعلام سياست خودداري دولت ايران از به رسميت شناختن فدراسيون در حال شکل گيري امارات عربي متحده که شامل سرزمينهاي متعلق به ايران مي شد روند ايجاد اين فدراسيون را با پيچيدگي فراوان رو به رو ساخت، عربستان سعودي نيز به دليل اختلافات سرزميني با ابوظبي از چنين شرايطي دارا بود و از به رسمين شناختن اتحاديه امارات خودداري مي کرد. بريتانيا به اين نتيجه رسيد که ايجاد اتحاديه شيخ نشين ها ي کوچک بدون حسن نيت قدرتهاي منطقه، آن اتحاديه ضعيف را در موضعي خطرناک قرار مي دهد. تشخيص اين واقعيت انگيزه اصلي تصميم بريتانيا مبني بر تلاش در جهت نوعي مصالحه با ايران، به عنوان قدرتمندترين کشور منطقه از طريق به رسميت شناختن حقوق آن نسبت به جزاير سه گانه بود، هر چند که اين شناسايي با بي ميلي انجام گرفت. اما تهران تلاش نيرومندي را براي ارايه استدلالهاي حقوقي و سياسي و تاريخي آغاز کرد تا به بريتانياي کبير و اعراب اطراف خليج فارس بفهماند که عزم خود را جزم ساخته است تا باز پس گيري جزاير سه گانه را به زيور واقعيت بيارايد و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد کرد.
پس از يک دوره مذاکرات طولاني و حتي تهديد به استفاده از زور توسط ايران در تابستان 1971 م. بالاخره موافقت نامه اي در آذر ماه 1350 هـ.ش ميان ايران و شارجه به امضا رسيد:
- نه ايران و نه شارجه از ادعاي خود نسبت به ابوموسي صرفنظر نکرده و ادعاي طرف مقابل را نيز به رسميت نمي شناسد.
- نيروهاي ايران وارد ابوموسي خواهند شد و نواحي حساس جزيره را تصرف مي کنند.
- ايران در داخل نواحي مورد توافق تصرف شده صلاحيت کامل داشته و پرچم ايران بر افراشته خواهد بود. شارجه هم به صلاحيت خود بر باقيماندة جزيره ادامه خواهد داد و پرچم شارجه هم در اين قسمت به اهتزاز در خواهد آمد.
- ايران و شارجه درياي سرزميني جزيره را در 12 مايلي به رسميت مي شناسند.
- استخراج نفت از سواحل ابوموسي (حوزه مبارک) توسط شرکت بيوتس انجام مي شود و در آمد آن بايد نصف شده و به ايران و شارجه پرداخت شود.
- اتباع ايران و شارجه براي ماهيگيري در درياي سرزميني از حقوق مساوي برخوردار خواهند بود. يک موافقت مساعدت مالي بين ايران و شارجه به امضا خواهد رسيد.
توافق مالي مورد اشاره در يادداشت تفاهم فوق به پرداخت سالانه و يک و نيم ميليون پوند استرلينگ از سوي ايران به شارجه براي مدت نه سال اشاره دارد. اگر در آمد نفتي شارجه در اين مدت به 3 ميليون پوند در سال رسيد اين پرداخت متوقف خواهد شد.
چون شارجه هنوز در آن زمان تحت الحمايه بريتانيا بود بر اساس شرايط معاهدات 1864 م. و 1892 م. با بريتانيا، حق نداشت به جز بريتانياي کبير، موافقت نامه يا معاهده رسمي با هيچ قدرت خارجي ديگر امضا کند، شايان ذکر است که يادداشت تفاهم فوق الذکر ميان اين شيخ نشين و ايران را نمي توان جز يک پيمان منعقد شده با مسؤوليت بريتانيا ميان دو طرف قلمداد کرد.
شارجه دو روز بعد از امضاي اين توافق نامه در چارچوب امارات متحده عربي(2 دسامبر 1971 م.) به استقلال دست يافت. پس از اين توافق نامه در 9 آذر (30 نوامبر) ناوگان ايران از بندر لنگه به حرکت درآمد و تحت حفاظت نيروي هوايي جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و کوچک را بازستاندند و پرچم کشورمان را به اهتزاز درآوردند. در جزيره تنب بزرگ به علت درگيري ميان نيروهاي ايران و شرطه هاي مستقر در آن، سه نفر از سربازان ايران هم شهيد شدند. برادر شيوخ شارجه در ابوموسي از واحدهاي نيروي دريايي ايران استقبال کرد.
تحـولات اخيـر
در آوريل 1992 م. گزارش شد که مقامات ايراني از ورود گروهي غير اتباع شارجه به جزيره ابوموسي جلوگيري کرده اند. اين افراد پاکستاني، هندي، فيليپيني و آموزگاران مصري بودند. طبق موافقت نامه 1971 م. تنها به اتباع شارجه حق اقامت در جزيره را مي دهد. در 24 اوت نيز جرياني مشابه رخ دارد و ايران از ورود گروهي بيش از 100 نفر از مليتهاي مختلف خودداري کرد. رئيس جمهور وقت آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه در آذر ماه 1371 اعلام کرد که ايران تماميت ارضي خود را به شدت حفظ خواهد کرد و ديگران براي رسيدن به اين جزاير بايد از درياي خون بگذرند. در همان سال حوادثي چون درگيري مرزي قطر و عربستان، تبادل نظر دانشگاهيان ايراني و عربي، شکست جورج بوش به عنوان مدافع ادعاهاي امارات در انتخابات آمريکا سبب شد که تنش کاهش پيدا کند.
شوراي همکاري خليج فارس و اتحاديه عرب نيز با ذکر اين مطلب در جلسات و قطعنامه هاي پاياني خود از امارات متحده حمايت کرده که توسط ايران هميشه محکوم شده است.
نگاهي گذرا به مهمترين مشکلات و مسائل امارات متحده عربي
امارات متحده عربي در امور داخلي خود مانند ساير کشورهاي جهان مسائل و مشکلاتي دارد که مهمترين آنها عبارتند از:
1- اختلاف مرزي ميان خود شيخ نشين هاي هفتگانه و ميان هر يک از آنها با دولتهاي خليج فارس.
2- اختلاف بر سر عدم توازن در مشارکت هر يک از امارات در تعيين و تنظيم بودجه فدراسيون، که بايد هر کدام از امارات به سهم خود بخشي از بودجه را تأمين کنند اما عملاً 90 % بودجه را ابوظبي تأمين مي کند و اين نشان از علاقه وافر ابوظبي به حفظ و دوام موجوديت امارات متحده است.
3- مقررات پيش بيني شده مشورتي در شوراي عالي اتحاديه در اخذ تصميمات کلي و اصولي رعايت نمي شود، و هيچکدام به مقررات و اصول تشکيل دولت فدرال تمايل نشان
نمي دهند و سياست خاص خود را دنبال مي کنند. البته جريان ابوموسي که از 1992 م. توسط آنان مطرح شده نشان از وحدت نيست بلکه بايد آنان را آلت دست ديگران در اين قضيه دانست و شايد امري براي ايجاد وحدت بيشتر.
4- رقابت ميان امارات در زمينه اجراي برنامه هاي عمراني مشابه که بيشتر جنبه کسب اعتبار و خودنمائي دارد. رقابت و تقليد از هم و تکرار پروژه هاي سنگين و پر هزينه مثل هتل سازي، بندرسازي و فرودگاههاي بين المللي و بزرگي که کمتر از 30 کيلومتر از هم فاصله دارند و ...
5- مشکل کارگران خارجي و مهاجران غير بومي، گسترش سريع اقتصادي و صنعتي با توجه به جمعيت اندک و عقب مانده براي تأمين نيروي کار موجب هجوم کارگران خارجي و غير بومي به امارات شد که اکنون حدود 70 % کل جمعيت اتحاديه را تشکيل مي دهند.
منـابع
1- مجتهد زاده، پيروز، کشورها و مرز در منطقة ژئوپلتيک خليج فارس، ترجمه حميد رضا ملک محمدي نوري، انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، تهران، 1375.
2- مجتهد زاده، پيروز، تاريخ و جغرافياي سياسي جزاير تنب و ابوموسي، مجله اطلاعات سياسي و اقتصادي، سال ششم، شماره 11 و 12 .
3- افشار سيستاني، ايرج، جزيره ابوموسي و جزاير تنب بزرگ و تنب کوچک، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1374.
4- مجتهد زاده، پيروز، امنيت و مسايل سرزميني در خليج فارس (جغرافياي سياسي دريايي)، ترجمه امير مسعود اجتهادي، وزارت امور خارجه، 1380.
5- کريمي پور، يد ا... ، مقدمه اي بر ايران و همسايگان (منابع تنش و تهديد)، انتشارات جهاد دانشگاهي تربيت معلم، تهران، 1380.
6- مجتهد زاده، پيروز، ايده هاي ژئوپلتيک و واقعيتهاي ايراني، نشر ني، تهران، 1379.
1- جزاير شش گانه: منظور جزاير تشکيل دهنده خط دفاعي ايران در تنگه هرمز است. خطي که جزاير هرمز، قشم، هنگام، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي را به هم متصل مي کند.
1- شهرستان ابوموسي شامل دو بخش مرکزي (جزاير ابوموسي و سيري) و بخش تنب (جزاير تنب بزرگ و کوچک، فرور و بني فرور) مي باشد و
8/68 کيلومتر مربع وسعت دارد.
1- درياي سرزميني به بخشي از آبهاي ساحلي گفته مي شود که جزو خاک کشور محسوب شده و در کشورهاي مختلف از پايين حد جزر شروع شده و بين 5 تا 22 کيلومتر ( 3 تا 12 مايل) است. عرض درياي سرزميني ايران 22 کيلومتر است.
1- عمان (OMAN) تلفظ آن بدون تشديد است که متأسفانه در ايران غلط مصطلح است و تشديد دار بيان مي گردد.
1- تا سال 1970 ايران ادعاي مالکيت بر جزاير بحرين را داشت که در اين سال با برگزاري انتخابات زير نظر سازمان ملل بحرين براي هميشه از ايران جدا شد.