طرح روی جلد شماره 3 نشریه فروردین 1388

نشریه جغرافیایی جلگه توسط گروه جغرافیای شهرستان تحت جلگه چاپ و منتشر میشود .

بسمه تعالي
سرمقاله
خدا را شاكريم كه با لطف و عنايت او و كمك همكاران محترم گروه جغرافياي شهرستان تحت جلگه و مساعدت و ياري مسئولين محترم اداره آموزش و پرورش، سومين شماره گاهنامه جغرافيايي جلگه آماده انتشار گرديد.
خوشبختانه به دنبال تحولات علمي كه در كشور و جامعه ما به خصوص در سالهاي اخير به وجود آمده، آثار زيادي در قالب تاليف و ترجمه، مقالات و نشريات به چاپ رسيده كه هر يك به سهم خود توانسته دانش و معرفت افراد علاقه مند بويژه تحصيلكرده ها و دانشگاهيان و فرهنگيان را افزايش داده است. پژوهش كه در درجه اول منشا در تلاش فطري انسان به دانستن دارد، از گذشته هاي دور تا كنون و در تمامي جوامع وجود داشته است اگر چه امروزه عصر طلايي پژوهش است اما مانند گذشته ميزان آن در جوامع مختلف متفاوت مي باشد. خدا را شكر در طي چند سال اخير، با توجه مسئولين و برنامه ريزي هاي مناسب و اختصاص بودجه هاي خاص تحقيقاتي، اين امر گسترش يافته است.
علم جغرافيا با دامنه گسترده و شاخه هاي متنوع و ارتباطي كه با علوم مختلف دارد، در سالهاي اخير توسعه يافته كه اين امر هم كمي بوده و هم كيفي. تعداد دانشگاه هاي دولتي،آزاد و پيام نور كه رشته جغرافيا داير كرده اند بسيار زياد شده و همزمان با آن شاخه هاي تخصصي در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا نيز در خيلي از مراكز دانشگاهي ايجاد شده و آزمايشگاه هاي جغرافيايي در اين مراكز تجهيز شده و با انجام تحقيقات و پژوهش هاي ميداني در سطح كشور توسط جغرافيدانان، علم جغرافيا جايگاه خود را رفته رفته در سطح جامعه پيدا كرده و در اكثر فعاليت هاي عمراني و توسعه اي و برنامه ريزي، از حضور و فعاليت جغرافيا و جغرافيدانان استفاده مي شود.
در سال هاي اخير همپاي تاليف كتب جغرافيايي با سطح كيفيت عالي علمي، انتشار نشريات جغرافيايي نيز گسترش يافته است. اين نشريات به پخش آرا و افكار جغرافيدانان در سطح جامعه علمي جغرافيايي كشور مي پردازند. از مهمترين اين نشريات مي توان به فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، فصلنامه رشد آموزش جغرافيا، فصلنامه سپهر (سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح)، پديده (دبيرخانه راهبردي گروه جغرافياي آموزش و پرورش) و ... اشاره نمود.
گروه جغرافياي شهرستان تحت جلگه در راستاي تشويق همكاران براي انجام پژوهش و تحقيقات جغرافيايي از سال 1382 اقدام به انتشار گاهنامه جلگه نمود و اگر چه در اين بين مانند ساير نشريات فراز و فرودهاي زيادي را تجربه كرده، اما اكنون مصمم است تا با همتي افزونتر از گذشته در اين راه قدم بردارد و اميدواريم كه با ياري خدا و كمك هاي مسئولين محترم اداره آموزش و پرورش شهرستان و تلاش و جديت همكاران گروه جغرافيا شاهد انتشار منظم آن باشيم و اميدواريم كه به زودي دوره انتشار گاهنامه به دوره انتشار فصلنامه ارتقا يابد. البته مسئولين نشريه اقدامات اوليه براي كسب مجوز انتشار رسمي را انجام داده اند و اميد است با محقق شدن اين امر، محدوده انتشار آن به استان خراسان رضوي گسترش يافته و انتشار حالت قانونمند به خود بگيرد.
اين نشريه انتشار پژوهش هاي جغرافيايي با تاكيد بر جغرافياي ناحيه اي و محلي بويژه مقالات و تحقيقات مربوط به شهرستان تحت جلگه را در صدر فهرست مطالعات و مقالات انتشاري خود قرار داده است. هدف نشريه در اين امر و در درجه اول تلاش براي استفاده از توان هاي همكاران گروه جغرافيا با تخصص هاي مختلف جغرافيايي (آموزشي، شهري، روستايي، سياسي و طبيعي و ...) براي انجام پژوهش هايي در باره توان هاي شهرستان محروم تحت جلگه است و اميدوار است تا ازاين طريق ضمن شناخت بيشتر توان هاي منطقه، كمكي به مسئولين و برنامه ريزان نموده تا گامي در راه توسعه اين شهرستان باشد.
در اين زمينه همكاران محترم با توجه به علاقه و تخصص خود مي توانند با برقراري پيوند ميان دانسته هاي خود و وضعيت جغرافيايي شهرستان، پژوهش هايي را درباره اوضاع جغرافيايي آن به انجام برسانند و از طريق نشريه آن را منتشر كنند و نشريه مي تواند ميداني براي تجزيه و تحليل و بحث علمي ميان همكاران باشد.
همكاران گروه جغرافيا در زمينه هاي گوناگون جغرافيايي مانند جغرافياي طبيعي، توپوگرافي و اقليم، پوشش گياهي و جانوري، منابع آب و خاك، جغرافياي انساني، روستايي، شهري، كشاورزي، پزشكي، سياسي، تاريخي، فرهنگي و اجتماعي، معادن، گردشگري و نيز آموزش جغرافيا و ... مي توانند تحقيقات خود را به نشريه ارسال نمايند. همچنين نشريه آمادگي دارد پژوهش هاي ساير همكاران از گروه هاي مختلف آموزشي منطقه را چنانچه با مطالب جغرافيايي يا شهرستان تحت جلگه باشد را پذيرفته و انتشاردهد. همكاران گروه هاي آموزشي تاريخ، علوم اجتماعي، مديريت آموزشي، ادبيات و ... آماده پذيرش مقالات شما هستيم.
نشريه جلگه خود را متعلق به تمامي همكاران فرهنگي شهرستان تحت جلگه مي داند و آماده دريافت نظرات، پيشنهادات و انتقادات سازنده شما عزيزان در تمامي مقاطع تحصيلي و كادر اداري هستيم، اميدواريم كه ما را از اين امر مهم دريغ نداريد.
در اين شماره سه مقاله تهيه شده توسط همكار گرامي آقاي محمد تاجيك دبير دبيرستان تلاش شهر همت آباد آماده انتشار گشته است. يك مقاله در زمينه وضعيت تقسيمات كشوري و اجراي آن ها در سطح شهرستان است. مقاله دوم درباه احداث سد بار مي باشد. مقاله سوم كه درباره سرشماري نفوس و مسكن سال 1385 مي باشد و در آن آمار جمعيتي كامل شهرستان آمده است كه اميدواريم مورد توجه همكاران گرامي قرار گرفته و در كلاس هاي درس نيز مورد استفاده قرار گيرد.
همچنين به اطلاع همكاران گرامي كه با اينترنت و دنياي IT ارتباط دارند مي رساند، وبلاگ گروه جغرافياي شهرستان به آدرس www.tgeo.blogfa.com و وبلاگ نشريه جلگه به آدرس جلگه نشريه گروه جغرافياي تحت جلگه www.ngj.blogfa.com آماده دريافت نظرات شما و نيز انتشار دهنده مقالات نشريه جلگه است و در دسترس همه علاقه مندان مي باشد.
در پايان بر خود لازم مي دانيم از آقاي حسيني كارشناس مسئول آموزش متوسطه، از آقاي تراب بيگي مسئول هماهنگي گروههاي آموزشي متوسطه، از آقاي سليماني مسئول حراست و از آقاي سپهري راد رياست محترم مديريت آموزش و پرورش شهرستان تحت جلگه كه نهايت همكاري را با اين نشريه داشته اند، صميمانه تشكر و قدرداني كنيم.
با آرزوي توفيق روز افزون براي همكاران بزرگوار و پرتلاش
گاهنامه جغرافيايي جلگه
گروه جغرافياي شهرستان تحت جلگه
آمار جمعیت شهر های بالای یکصد هزار نفر
بر اساس سرشماری رسمی نفوس و مسکن سال 1385 مرکز آمار ایران
در سال 1385 کشورمان دارای 1061 نقطه شهری بوده است که از این تعداد 82 نقطه دارای جمعیت بالای یکصد هزار نفر بوده اند.اسامی و تعداد جمعیت این شهر ها به ترتیب در جدول زیر آمده است . همانگونه که در جدول نیز دیده می شود تعداد شهرهای میلیونی ایران 6 شهر می باشد .( تهران – مشهد – اصفهان – تبریز- کرج – شیراز) دو شهر اهواز و قم نیز به زودی به جمع شهر های میلیونی ایران اضافه می شوند.
در استان خراسان رضوی ، پس از مشهد که دومین مادرشهر ( متروپلیس) کشور است ، شهر های سبزوار ( رتبه 36 کشور) ، نیشابور (رتبه 38 کشور)، تربت حیدریه (رتبه 68 کشور) و قوچان (رتبه 78 کشور) قرار دارند.
شهر نیشابور با حدود209 هزار نفر جمعیت از هفت مرکز استان ( بجنورد- بوشهر – بیرجند – ایلام – شهرکرد – سمنان و یاسوج) بزرگتر است.
|
1 |
شهر تهران |
7,797,520 |
|
2 |
شهر مشهد |
2,427,316 |
|
3 |
شهر اصفهان |
1,602,110 |
|
4 |
شهر تبريز |
1,398,060 |
|
5 |
شهر كرج |
1,386,030 |
|
6 |
شهر شيراز |
1,227,331 |
|
7 |
شهر اهواز |
985,614 |
|
8 |
شهر قم |
959,116 |
|
9 |
شهر كرمانشاه |
794,863 |
|
10 |
شهر اروميه |
583,255 |
|
11 |
شهر زاهدان |
567,449 |
|
12 |
شهر رشت |
557,366 |
|
13 |
شهر كرمان |
515,114 |
|
14 |
شهر همدان |
479,640 |
|
15 |
شهر اراك |
446,760 |
|
16 |
شهر يزد |
432,194 |
|
17 |
شهر اردبيل |
418,262 |
|
18 |
شهر تجريش |
379,962 |
|
19 |
شهر بندرعباس |
379,301 |
|
20 |
شهر اسلامشهر |
357,389 |
|
21 |
شهر قزوين |
355,338 |
|
22 |
شهر زنجان |
349,713 |
|
23 |
شهر رى |
335,634 |
|
24 |
شهر خرم آباد |
333,945 |
|
25 |
شهر سنندج |
316,862 |
|
26 |
شهر گرگان |
274,438 |
|
27 |
شهر سارى |
261,293 |
|
28 |
شهر كاشان |
253,509 |
|
29 |
شهر دزفول |
235,819 |
|
30 |
شهر گلستان |
231,905 |
|
31 |
شهر قدس |
230,147 |
|
32 |
شهر بروجرد |
229,541 |
|
33 |
شهر ملارد |
228,713 |
|
34 |
شهر خمينى شهر |
223,071 |
|
35 |
شهر آبادان |
219,772 |
|
36 |
شهر سبزوار |
214,582 |
|
37 |
شهر ورامين |
208,996 |
|
38 |
شهر نيشابور |
208,860 |
|
39 |
شهر نجف آباد |
208,647 |
|
40 |
شهر بابل |
201,335 |
|
41 |
شهر آمل |
199,698 |
|
42 |
شهر شهريار |
189,421 |
|
43 |
شهر خوى |
181,465 |
|
44 |
شهر ساوه |
180,548 |
|
45 |
شهر بجنورد |
176,726 |
|
46 |
شهر قائم شهر |
174,768 |
|
47 |
شهر قرچك |
174,006 |
|
48 |
شهر سيرجان |
170,916 |
|
49 |
شهر بوشهر |
169,966 |
|
50 |
شهر بيرجند |
166,138 |
|
51 |
شهر ايلام |
160,355 |
|
52 |
شهر ملاير |
156,289 |
|
53 |
شهر بوكان |
150,703 |
|
54 |
شهر مراغه |
149,929 |
|
55 |
شهر رفسنجان |
139,219 |
|
56 |
شهر زابل |
136,956 |
|
57 |
شهر نسيم شهر |
135,846 |
|
58 |
شهر مهاباد |
135,780 |
|
59 |
شهر سقز |
133,331 |
|
60 |
شهر شاهرود |
132,379 |
|
61 |
شهر شهركرد |
131,612 |
|
62 |
شهر گنبد |
129,167 |
|
63 |
شهر شاهين شهر |
127,412 |
|
64 |
شهر پاكدشت |
126,937 |
|
65 |
شهر سمنان |
126,780 |
|
66 |
شهر خرمشهر |
125,859 |
|
67 |
شهر مرودشت |
124,350 |
|
68 |
شهر تربت حيدريه |
121,300 |
|
69 |
شهر انديمشك |
120,177 |
|
70 |
شهر مرند |
114,841 |
|
71 |
شهر مياندوآب |
114,153 |
|
72 |
شهر بندرماهشهر |
111,448 |
|
73 |
شهر بندرانزلى |
110,643 |
|
74 |
شهر شهرضا |
109,601 |
|
75 |
شهر مسجدسليمان |
108,682 |
|
76 |
شهر جهرم |
105,285 |
|
77 |
شهر ايذه |
104,364 |
|
78 |
شهر قوچان |
101,313 |
|
79 |
شهر دورود |
101,219 |
|
80 |
شهر بهبهان |
101,178 |
|
81 |
شهر ايرانشهر |
100,642 |
|
82 |
شهر ياسوج |
100,544 |
منبع : پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران
استخراج آمار و تهیه کننده: محمد تاجیک
«رودخانه و سد بار»
محمد تاجیک دبیر جغرافیای منطقه تحت جلگه
1-آشنايي با مشخصات رودخانه
رودخانه بار از كوه هاي بينالود در شمال غربي شهرستان نيشابور سرچشمه مي گيرد و يكي از سرشاخه هاي رود كالشور نيشابور است.
سرچشمه اصلي اين رود، كوه و چشمه پرآبي است كه آبشار زيباي بار را تشكيل داده و به دليل شرايط مناسب ارتفاع و آفتابگير نبودن، تا اواخر بهار داراي برف بوده كه ذوب تدريجي برف ،آب اين رودخانه را تامين مي كند. البته در مسير چند چشمه ديگر به اين رود مي پيوندند. اين رودخانه تا حدود 20 كيلومتري سرچشمه در داخل كوهستان بوده و حالت دايمي دارد كه در اين مسير از شهر بار و روستاهاي اريه، دامنجان، چهارباغ و خانلق عبور مي كند. در سه كيلومتري جنوب روستاي خانلق رود، وارد منطقه هموار و دشت شهرستان تحت جلگه مي شود و حالت فصلي به خود مي گيرد. مسافتي حدود 35 كيلومتر اين گونه بوده و در نزديكي روستاي رهن كاريز از توابع بخش مركزي شهرستان تحت جلگه به رود فصلي كالشور نيشابور مي پيوندد. در اين قسمت به دليل فراهم شدن خاك هاي آبرفتي و حاصلخيز در طول زمان هاي گذشته، روستاها و اراضي كشاورزي زيادي به وجود آمده است. سيلاب (حالت فصلي) رودخانه بار به كالشور مي رسد.
رودكالشور بزرگترين رودخانه فصلي دشت نيشابور و منطقه تحت جلگه است و نقش زهكش (خارج كننده آبهاي روان و سطحي) تمام حوضه را بر عهده دارد. اين رود از ارتفاعات كوه قرمزي، كوه تخت شاه و ديزباد در شرق نيشابور و دامنه هاي شمالي كوه چهل تن در بخش كدكن تربت حيدريه سرچشمه مي گيرد و با عبور از ميانه دشت شهرستان نيشابور و حاشيه جنوبي شهرستان تحت جلگه در شمال غربي روستاي حصارسرخ از توابع بخش ميان جلگه نيشابور از منطقه خارج و وارد دشت سبزوار مي گردد و سپس با عبور از اين منطقه و با پيوستن كالشور جوين و كالشور جاجرم به آن، با نام كالشور سبزوار يا ابريشم رود به نمكزارهاي دشت كوير در جنوب شاهرود فرو مي رود. اين رود فصلي از سرچشمه تا دشت كوير مسافتي حدود 350 كيلومتر را طي مي كند. در محل روستاي حسين آباد جنگل (بخش ميان جلگه نيشابور) يك ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) بر روي اين رود فصلي ايجاد شده است كه حجم متوسط سالانه آب آن را حدود 47 ميليون مترمكعب نشان مي دهد. حوزه آبريز اين رود تا محل ايستگاه حدود 7300 كيلومتر مربع است. و ميزان هدايت الكتريكي (املاح آب) حدود 12000 ميكرومهوس بر سانتي متر را نشان مي دهد و همچنانكه از نام آن پيداست شور بوده و غير قابل مصرف است.
در مسير رودخانه بار از سال 1329 ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) در محل روستاي اريه حداث شده كه وسعت حوزه آبريز رودخانه بار تا محل اين ايستگاه حدود 119 كيلومتر مربع است و بالاترين ارتفاع 2900 متر (كوه هاي اطراف آبشار بار) و كمترين ارتفاع در محل ايستگاه 1530 متر از سطح دريا مي باشد. شيب متوسط رودخانه 4 درصد و متوسط حجم جريان سالانه آن در محل ايستگاه حدود 28 ميليون متر مكعب است.
كيفيت آب آن براي مصارف شرب و كشاورزي خوب است، به طوري كه آب آشاميدني شهر بار از محل سرچشمه (آبشار) تامين مي گردد و هزاران هكتار باغ و زمين كشاورزي حاشيه اين رودخانه، از آب آن آبياري مي شوند. ميزان بيشترين و كمترين هدايت الكتريكي آن به ترتيب 810 و 258 ميكرومهوس بر سانتي متر مي باشد.
مهمترين رودي كه به رودخانه بار مي پيوندد رود طاغان است.
رودخانه طاغان كه از جنوب شهر بار و شرق روستاي طاغان و نزديكي روستاي درخت جوز و كوه هاي بينالود سرچشمه مي گيرد، پس از طي مسافتي حدود 10 كيلومتر در روستاي چهارباغ به رودخانه بار مي پيوندد. اين رودخانه در بالا دست حالت دايمي دارد و در ايام پر آبي فصل بهار و سيلابها به رودخانه بار مي پيوندد كه در نهايت به كالشور نيشابور مي ريزد. در روستاي طاغان يك ايستگاه هيدرومتري از سال 1348 فعال است. وسعت حوزه آبريز رودخانه تا محل ايستگاه 102 كيلومتر مربع است و شيب متوسط حوزه به 5/7 درصد مي رسد و متوسط حجم سالانه آن حدود 18 ميليون مترمكعب است. كيفيت آب آن شبيه رودخانه بار است و براي مصارف كشاورزي و شرب مناسب است.

2- نگاهي به تاريخچه ساخت سد بار
بشر همواره در فكر اين بوده است تا راه حل هاي مختلف براي استفاده هر چه بيشتر از آب را بياموزد و از نيروي آن بهره برداري كند. توسعه دهانه چشمه ها، احداث كانال هاي انشعابي از رودخانه ها، حفر قنات ها، احداث بند و استفاده از نيروي آب براي به حركت در آوردن توربين هاي ساده و گرداندن سنگ آسياب نمونه هايي است از فعاليت هايي كه در اين زمينه صورت گرفته است. روشن است كه امروزه دامنه اين قبيل فعاليت ها افزايش يافته و بهره برداري از نيروي آب به صورت هاي گوناگون، پيشرفت شگرفي نموده است، با اين احوال فعاليت هاي انسان در گذشته، در اين راه زياد و قابل توجه بوده است.
در ايران و خراسان نيز دامنه فعاليت ايرانيان قديم، بويژه در احداث بند و حفر قنات چشمگير است. در سرزمين خراسان وجود بندها و كانال هاي انتقال آب كه بيشتر آنها متروك و غير قابل استفاده شده اند نشان مي دهد كه در گذشته علوم معماري و آب شناسي پيشرفت داشته و مردم به خوبي از حل مشكل كم آبي و انتقال آب برآمده اند. وجود صدها قنات و كانال انتقال آب در دشت نيشابور و شهرستان تحت جلگه بيانگر اين امر است.
در خراسان چندين بند قديمي بر روي رودخانه هاي كم آب و كوچك احداث شده است كه معروف ترين آن ها عبارتند از:
1- بند اخلمد در 80 كيلومتري شمال غرب مشهد و بر روي رودخانه اخلمد (شهرستان چناران) كه مربوط به دوره صفويه مي باشد.
2- بند گلستان در 20 كيلومتري شمال غرب مشهد بر روي رودخانه طرقبه كه ساخت آن را همزمان با مسجد گوهرشاد و دوره ايلخانان مغول مي دانند.
3- بند طرق در 25 كيلومتري جنوب شرقي مشهد و بر روي رودخانه طرق كه در پشت اين بند قديمي سد جديد و بتني طرق احداث شده است.
4- بند فريمان در 12 كيلومتري شهر فريمان و بر روي رودخانه فريمان كه در زمان صفويه احداث شده است.
بند فيل بند، بندكلار و بند پل بند در شهرستان تربت جام، بند كرات در شهرستان تايباد، بند سلامي در شهرستان خواف و بند كلات (نادري) در شهرستان كلات از ديگر بندهاي معروف در استان خراسان رضوي است.
اما با آنكه در منطقه شمالي بينالود سه بند قديمي روي رودخانه هاي محلي احداث شده در دامنه هاي جنوبي بينالود و در منطقه نيشابور هيچ گونه بند تاريخي مهمي ديده نمي شود و تنها بندهاي منحرف كننده در مسير رودخانه براي تامين آب مورد نياز باغ ها و زمين هاي كشاورزي اطراف احداث مي شده است كه هنوز اين گونه بندهاي ساده وجود دارد.
3- مطالعات ايجاد سد بار
اولين دور مطالعات ايجاد سد بر روي رودخانه بار در سال 1335 شمسي (1956 ميلادي) توسط يك شركت فرانسوي (C.F.E) صورت گرفت. اين گروه كارشناسي بر اساس اطلاعات موجود آن زمان كه شامل اطلاعات آب سنجي سه ساله (1330 - 1331 و 1332) و مطالعات اوليه زمين شناسي و نقشه برداري خودشان بود، پيشنهاد ايجاد يك سد در تنگه هاي كوهستاني و سنگي مسير رود در حد فاصل روستاي اريه و شهر بار را ارايه كرد. سد مورد نظر فرانسويان، با پايه هاي جسيم و فوق العاده گران قيمت پيشنهاد شد. (در N َ28 – 36 و E43 – 58ْ و در ارتفاع 1700 متري از سطح دريا) اطلاعات هيدرولوژي آنان بسيار كم بود زيرا ايستگاه آب سنجي اريه در سال 1329 ايجاد شده بود و اطلاعات سه ساله اي كه آن ها استفاده كرده بودند نمي توانست براي احداث يك سد كافي باشد. به علاوه اطلاعاتي كه آنان از زمين شناسي محل احداث سد داشتند ناقص بوده، زيرا اطلاعات كسب شده بعدي نشان مي دهد كه جنس سنگ هاي موجود در تنگه هاي روستاي اريه، نمي تواند هسته نفوذ ناپذير براي يك سد باشند و بعلاوه فشارهاي وارده از سنگيني درياچه پشت سد پيشنهادي مي توانست سبب شكستگي و شكاف در تخته سنگ ها شود.
سد پيشنهادي اين گروه اروپايي، 5/56 متر ارتفاع داشته كه توانايي ذخيره 26 ميليون مترمكعب آب را داشته كه با مقدار معقول آب سالانه رودخانه كه در آن زمان محاسبه شده بود متناسب است. البته در اين مكان فقط رودخانه بار جاري است و رود طاغان چندين كيلومتر پايين تر به رودخانه بار مي پيوندد.
پس از اطلاعات فرانسويان و ارائه گزارش آن، تا سال 1351 پروژه احداث سه بار مسكوت ماند، در اين زمان با توجه به بهبود وضعيت اقتصادي كشور و با توجه به فروش نفت با قيمت بالا و اتخاذ سياست سد سازي در مناطق مختلف كشور، بار ديگر ساخت سد بر روي رودخانه بار مطرح شد. اين بار گروه مهندسين مشاور ست كوپ مسئول طرح مطالعاتي شد، اين گروه بر اساس يافته هاي خود و مطالعات پايه شركت فرانسوي، احداث سد در محل تنگه هاي كوهستاني بين اريه و بار را داراي توجيه اقتصادي ندانست و جالب آن كه بيشتر به بررسي و نقد اطلاعات شركت فرانسوي پرداخت. آنان به دليل افزايش قيمت ها و گران شدن مصالح (16 سال پس از مطالعات فرانسويان) و نيز اعلام اينكه ايجاد سد بر ذخاير آب زيرزميني پايين دست، تاثير منفي مي گذارد، و همچنين نبود وسايل مورد نظر براي ساختمان سد در نزديكي محل احداث و نبود راه ارتباطي و دسترسي مناسب، احداث سدبار را منتفي اعلام كردند. چند سال بعد در سال هاي 57-1356 كه برنامه جامع آب كشور در حال تهيه بود، سد بار به عنوان يك پروژه مطالعاتي مربوط به ذخيره آب و آب رساني در استان خراسان در نظر گرفته شد.
اين بار به دعوت وزارت نيرو، يك شركت بلغاري به نام اگروكمپكت مطالعات مرحله اول ساخت سد و شبكه آبياري آن را از سال 1356 تا 1359 به انجام رساند. اگر چه مدتي پس از شروع مطالعات انقلاب اسلامي به وقوع پيوست؛ اين گروه محل سد بار را با توجه به آبدهي خوب رود طاغان، مكاني پيشنهاد كرد كه آب اين رود نيز به رودخانه بار اضافه مي گرديد.
از آنجا كه ايستگاه آب سنجي طاغان در سال 1348 احداث شده بود و دستكم ده سال اطلاعات آب سنجي اين رود در اختيار شركت بلغاري بود، آنان محلي واقع در بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (مزرعه منصور آباد) را براي احداث سد پيشنهاد كردند كه اين محل نيز حالت كوهستاني و داراي تنگه هايي بود. (البته اين تنگه ها بازتر از تنگه هاي اريه هستند). در اين مكان آب هر دو رودخانه، مي توانست يك درياچه بزرگ با ذخيره آبي مناسبي را بوجود آورد، ولي روستاي چهارباغ و باغات و اراضي كشاورزي آن به طور كامل به زير آب مخزن مي رفت.
با وضعيت نا به سامان كشور در اوايل انقلاب و شروع جنگ تحميلي، مرحله دوم طرح مطالعاتي سد بار پس از چند سال توقف، در چهار چوب قرار داد طرح سدهاي شش گانه خراسان (سد شهيد يعقوبي تربت حيدريه- سد طرق، سد كارده و ...) در سال 1363 و پس از امضاي قرار داد بين شركت سهامي آب منطقه اي خراسان و شركت عمران زمين و توسعه منابع آب، به مهندسين مشاور مهاب قدس واگذار گرديد. مطالعات اين مرحله با هدف تنظيم آب رودخانه بار و توسعه كشاورزي و آبياري قسمتي از دشت شهرستان نيشابور و منطقه تحت جلگه به مساحت 3300 هكتار صورت گرفت. اين مطالعات پس از مدت زمان طولاني در سال 1368 به اتمام رسيد.
اين شركت نيز محل احداث سد را مانند شركت بلغارستان، بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (در N َ24 – 36 و E 38َ – 58 و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا) پيشنهاد كرد.
پس از آن تا سال 1376 احداث سد بار با آنكه چند دور مطالعات مقدماتي و فازهاي گوناگون را طي كرده بود مسكوت ماند كه شايد از دلايل عمده آن ورود كشور به دوران بازسازي پس از جنگ و نيز شكل گيري مشكل به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و آزادسازي منازل مسكوني، باغات و زمينهاي كشاورزي بود كه به افزايش هزينه هاي ساخت سد مي افزود. (هزینه ساخت حدود ۶۲ میلیارد تومان در آن زمان برآورد شده بود.) پس از افتتاح سد شهيد يعقوبي در سال 1375 تربت حيدريه بر روي كال سالار كه طرح مطالعاتي آن بسيار ديرتر از سد بار شروع شده بود و دستور رئيس جمهوري وقت (آقاي هاشمي رفسنجاني) مبني بر شروع عمليات سد بار از محل وام تخصيصي به سد شهيد يعقوبي(مبلغی حدود 800 میلیون تومان از حساب 210)، باز نگري در مطالعات مرحله دوم (مطالعات شركت مهاب قدس) شروع شد. اين مرتبه، توسط شركت سهامي آب خراسان انجام بازنگري و نظارت كارگاهي طرح سد بار، به شركت خدمات مهندسي مشاور طوس آب ابلاغ گرديد.
مهمترين كار اين شركت بازنگري در كار بري آب سد پيشنهادي بود. از آنجا كه كار احداث اولين و بزرگترين مجتمع فولاد شرق كشور در شمال غرب شهر نيشابور شروع شده بود و اين مجتمع نياز به آب فراواني داشت، آب سد به اين ترتيب تقسيم بندي شد: نياز كشاورزي (در حد تامين حقابه هاي موجود به حجم 9/4 ميليون مترمكعب) نياز صنعت فولاد خراسان ( به حجم 5/11 ميليو متر مكعب) و آب شرب شهر نيشابور ( به حجم 17 ميليون مترمكعب پيش بيني سال 1405).
طوس آب نيز محل احداث سد را مانند دو دور مطالعات قبلي بين روستاهاي چهارباغ و خانلق ،حجم كل درياچه پشت سد را 59 ميليون مترمكعب ،ارتفاع سد را 60 متر و طول تاج را 810 متر و نوع سد را نيز خاكي سنگريزه اي با هسته رسي در نظر گرفت. سال افتتاح سد هم سال 1380 تعيين شد.
با آنكه مطالعات بازنگري كه به نوعي مطالعات نهايي طرح محسوب مي شد، انجام گرفت، اما در سال هاي 78 و 77 رديف بودجه اي براي آن در نظر گرفته نشد و احداث آن به تصويب دولت نرسيد. گويا تغيير دولت و چند امر ديگر در اين مسئله موثر بود:
1- هزينه بالاي سد كه در سال 79 حدود 62 ميليارد تومان برآورد شد. 2- به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و بالا بودن هزينه آزادسازي زمين هاي اين روستا 3- تاثير منفي ايجاد سد شهيد يعقوبي تربت حیدریه بر منابع آب زيرزميني پايين دست خود.
اين عوامل سبب شد تا مدتي پروژه سد بار به تاخير بيفتد. از سال 1379 شركت سهامي آب منطقه اي خراسان ،شركت مهندسين مشاور آب پوي را مامور اجراي مرحله سوم طرح مطالعات احداث سد بار نمود.
شرکت مهندسین مشاور آب پوی، طرح جدیدی مبنی بر ساخت سد در حاشیه مسیر رودخانه را پیشنهاد داد. بدین صورت که آب را جهت ورود به مخزن سد از حدود ۲ کیلومتر بالاتر منحرف می کنند و بدین ترتیب آب وارد مخزنی خواهد شد که در دو طرف طول آن دو رشته کوه به عنوان دیواره قرار دارد و دو دیواره دیگر را هم به صورت سدهای خاکی در دو قسمت دیواره اصلی و فرعی به صورت مصنوعی ایجاد می کنند. این طرح معایب طرح های گذشته را نداشته و علاوه بر هزینه به مراتب کمتر آن، موجب زیر آب رفتن هیچ روستایی نمی شد. ضمن آنکه بدین ترتیب تنها از مازاد آب دوران سیلاب رودخانه بار، حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب در سال جهت مصارف شهری ذخیره می شود که ۸ میلیون مترمکعب آن جهت مصرف آب شرب و ۶ میلیون مترمکعب هم جهت مصرف در صنعت فولاد از سمت دیواره اصلی به نیشابور منتقل می شود. آب باقیمانده در مخزن سد هم در صورت نیاز در مزارع کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.
سرریز این سد که از نوع نیلوفری با یک لوله ۱۰۰۰ فولادی می باشد، بر روی دیواره فرعی و در کنار رودخانه نصب شده است. سایر تاسیسات آبی و دریچه های سد بر روی دیواره اصلی نصب می شوند که هنوز به مرحله اجرا درنیامده است. در تمام طول سال دبی پایه رودخانه بار جریان دارد و تنها در سه ماه بهار که جریانهای سیلابی جاری می شوند، مازاد دبی که به صورت سیلاب است وارد دریاچه سد می شود.
از نکات جالب توجه در طراحی این سد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- هزینه کم عملیات خاکبرداری با توجه به تامین عمده نیاز خاکی دیواره سد از دریاچه آن می باشد.
۲- عمر زیاد این سد هم از نکات قابل توجه است. زیرا با توجه به عدم اجازه ورود رسوبات دانه درشت در ابتدای ورود بند انحرافی، حجم رسوبات ورودی علاوه بر دانه ریز بودن آنها به حدود ۳۹۰۰ متر مکهب در سال کاهش یافته است.
۳- و شاید تنها نکته منفی در ساخت این سد، عدم کارگزاری ابزارهای دقیق سنجشی به دلیل تامین نشدن به موقع از جانب کارفرما (آب منطقه ای خراسان) در حین ساخت دیواره فرعی بوده است که موجب می شود تا پس از اتمام کار مجبور شوند تا دیواره را از روی تاج سوراخ کرده و ابزار را در عمق تاج کار بگذارند که قطعا این کار دقت کافی را نخواهد داشت.
پس از تعیین شرکت راه و ساختمان راهسر به عنوان پیمانکار ساخت از سال 1384کار اجرایی آن شروع شد. پس از مدتی شرکت پیمآب کار ساخت بدنه اصلی سد را شروع نمود و قرار است تا سال 1390 سد آرزو به واقعیت بپیوندد و پس از سال ها فراز و نشیب افتتاح گردد..
4- مشخصات فنی سد در حال ساخت
نام سد : سد بار
نوع سد : خاکی با هسته مرکزی رسی به همراه آب بند
اهداف ساخت سد : مهار سیلاب ، تامین قسمتی از آب شرب نیشابور ، تامین آب کشاورزی
محل احداث : شمال غربی شهر نیشابور ، اطراف روستای خانلق
مساحت حوضه آبریز سد : 5/284 کیلو متر مربع
محیط حوضه آبریز سد : 5/142 کیلو متر مربع
شیب متوسط حوزه : 61/2 %
طول آبراهه اصلی(رودخانه بار) : 9/32 کیلومتر
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت دو ساله :2/27 مترمکعب بر ثانیه
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت هزار ساله : 2/458 مترمکعب بر ثانیه
آب قابل تنظیم سالانه : 6/14 میلیون متر مکعب
عرض تاج سد : ۸ متر
عرض پاشنه سد : ۹۸ متر
طول تاج سد : ۱۷۳۰ متر
حداکثر ارتفاع از کف : 5/19 متر
حداکثر ارتفاع از پی : 5/27 متر
حجم رسوبات سالانه : ۳۹۰۰ متر مکعب
نوع سرریز : نیلوفری
حجم مخزن در تراز نرمال : 5/23 میلیون متر مکعب
ارتفاع نرمال از سطح دریا : ۱۳۴۸ متر
مشاور مطالعه و اجرای سد : شرکت مهندسین مشاور آب پوی
پیمانکار اولیه: شرکت راه وساختمان راهسر
پیمانکار فعلی: شرکت پیمآب
چند نکته
۱- در مرحله ساخت سدها باید دو ویژگی اصلی را مد نظر قرار بگیرد :
- مقاومت کامل سد در برابر نفوذپذیری
- مقاومت سد در برابر حجم زیاد آب پشت آن
۲- سدها را از لحاظ مواد سازنده می توان به سه دسته بتنی، خاکی و سنگریزه ای تقسیم کرد که سدهای بتنی با توجه به عدم نفوذ پذیری بتن، هسته مرکزی ندارند و به صورت عمده وزنی، قوسی و پایه دار ساخته می شوند. ولی در صورت وجود امکان نفوذ پذیری در سدهای خاکی و سنگریزه ای، هسته ای از خاک رس فشرده در مرکز آن قرار می دهند.
3- حجم آب پشت سد را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد :
- حجم مرده - حجم نرمال - حجم حداکثر
منظور از حجم مرده، آن مقدار آبی است که در ابتدای بهره برداری و آبگیری سد وارد آن می شود و با توجه به کیفیت پایین آن حتی اگر در پایین ترین نقطه دیواره سد کانال برای خروج آن وجود داشته باشد،استحصال نمی شود. حجم بعدی تا ارتفاع سرریز را حجم نرمال گویند که برداشت اصلی مصارف مورد نظر از آن صورت می گیرد و پس از آن از سرریز تا لبه تاج سد را حجم حداکثر گویند که برای مهار جریانهای متلاطم سیلابی با توجه به حداکثر میزان سیلی که در آن منطقه ممکن است رخ دهد، طراحی می شود.
۴- با توجه به هزینه بالای انتقال خاک یا سنگ جهت ساخت سدهای خاکی و سنگریزه ای در مناطقی که این مواد در نزدیکی آنها موجود نمی باشد، ساخت سدهای بتنی با توجه به استحکام بیشتر آنها مقرون به صرفه تر است ولی در این سد ، با توجه به کوهستانی بودن اطراف منطقه و همچنین رسی بودن خاک بستر دریاچه سد، براحتی از این دو عارضه طبیعی به عنوان منابع سنگ و خاک استفاده شده بود که هم موجب صرفه جویی در هزینه ها شده بود و هم موجب افزایش حجم آب دریاچه سد.
۵- سرریز این سد همانطور که در قسمت مشخصات فنی ذکر شد، از نوع نیلوفریست که در ارتفاعی پایین تر از تاج سد در پشت مخزن، در صورت بالا آمدن آب، آنرا از طریق کانالی از زیر بدنه سد، به پایین دست سد انتقال می دهد. سریز سدها در انواع مختلف با توجه به شرایط منطقه ای می تواند بر روی تاج آنها و یا در بالا دست در مسیری انحرافی طراحی شده باشد.
۶- با توجه به تفاوت کیفیت آب در لایه های مختلف پشت سد، معمولا از دریچه لایه بالایی برای کشاورزی و از دریچه لایه میانی برای مصرف آب شرب استفاده می کنند.
شهرستان تحت جلگه «از آرزو تا واقعيت»
محمد تاجیک کار شناس ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه و نگاهي به تاريخچه تقسيمات كشوري منطقه
در سال 1285 هجري شمسي ( پس از انقلاب مشروطه) خراسان به عنوان يكي از ايالات چهارگانه ايران شناخته شد و نيشابور به عنوان يكي از ولايات (شهرستان هاي) هيجده گانه اين ايالت قرار گرفت. اين ولايت (شهرستان) خود شامل 12 بلوك (دهستان) مي شد كه يكي از آن ها بلوكي به نام تحت جلگه ماروس بود. در آن زمان هنوز (بخش) به عنوان يكي از اجزاي تقسيمات كشوري مطرح نبود.
در سال 1316 با اجراي نخستين تقسيمات كشوري نوين، دهستان تحت جلگه ماروس به يكي از دهستان هاي بخش حومه و فديشه شهرستان نيشابور پيوست.
با تغيير تقسيمات كشوري در سال 1339، بخش تحت جلگه در محدوده شهرستان نيشابور تاسيس گرديد و در اين زمان يكي از 4 بخش تشكيل دهنده اين شهرستان محسوب مي شد. (بخش هاي مركزي، زبرخان- تحت جلگه- سرولايت).
مركز بخش جديد تحت جلگه روستاي بزغان در نظر گرفته شد و اگر چه در اين زمان پاسگاه ژاندارمري در روستاي بزقوچان واقع بود ولي به دليل شرايط بهتر موقعيتي بزغان به عنوان مركز بخش تعيين شد. اين روستا در 20 كيلومتري غرب نيشابور و در مسير جاده اصلي آن زمان نيشابور به سبزوار قرار داشت.
در زمان تاسيس ، بخش تحت جلگه داراي سه دهستان طاغنكوه، تحت جلگه و عشق آباد بود.
در سال 1366 با اجرا ي تغييرات در تقسيمان كشوري، دهستان عشق آباد از اين بخش جدا گرديد. تعدادي از روستاهاي غرب اين دهستان به مركزيت روستاي فديشه به دهستان غزالي تبديل شد و با جدايي دهستان بلهرات از شهرستان تربت حيدريه و پيوستن آن به شهرستان نيشابور، بخش جديدي در حوزه شهرستان ايجاد گرديد. اين بخش با نام ميان جلگه به مركزيت روستاي عشق آباد در 15 كيلومتري جنوب نيشابور و در مسير جاده كاشمر، سه دهستان با نام هاي غزالي، عشق آباد و بلهرات داشت.
از سوي ديگر با تغييرات كلي در ساختار بخش بزرگ سرولايت نيشابور كه در شمال بخش تحت جلگه قرار داشت، تعدادي از روستاهاي دهستان هاي قديم ماروسك و بار معدن اين بخش تبديل به دهستان جديدي به نام فيروزه به مركزيت روستاي قاليباف سفلي شده و به بخش تحت جلگه پيوستند. و اين گونه در پايان سال 1366 بخش تحت جلگه داراي سه دهستان با نام هاي طاغنكوه، تحت جلگه و فيروزه بود.
در سال 1375 مركز بخش تحت جلگه با تصويب هيئت دولت به شهر ارتقا يافت. شهر بزغان در سال 1375 و در سرشماري عمومي نفوس و مسكن 892 خانوار با 4246 نفر جمعيت داشت.
در سال 1380 در پي درخواست مردم و شهرت منطقه به استخراج و توليد فيروزه، وزارت كشور با تغيير نام شهر بزغان به شهر فيروزه موافقت كرد. اگر چه نام فيروزه از گذشته هاي دور لقب و عنواني براي معروفيت شهر نيشابور بود اما اين نام به شهر بزغان اختصاص يافت.
در سال 1382، بيشتر روستاهاي دهستان بينالود به مركزيت روستاي كلاته محمدجان از بخش سرولايت نيشابور، در پي درخواست عمومي مردم و شوراهاي اسلامي آنان و نيز شرايط مناسب ارتباطي با بخش تحت جلگه و مركز شهرستان نيشابور و تصويب هيئت دولت، از بخش سرولايت جدا شده و به بخش تحت جلگه پيوستند.
چند روستاي باقي مانده اين دهستان به مركزيت روستاي برزنون به دهستان برزنون ارتقا يافتند و در حوزه سياسي بخش سرولايت باقي ماندند. با اين انتزاع و الحاق، بخش سرولايت كه روزگاري، بخش وسيع و پرجمعيت بود به كوچكترين و كم جمعيت ترين بخش نيشابور تبديل شد.

در نتيجه اين تغييرات بخش تحت جلگه در پايان سال 1382 داراي چهار دهستان با 2502 كيلومتر مربع وسعت و حدود 74 هزار نفر جمعيت (تخمين سال 82) بود.
مشخصات تقسيمات سياسي بخش در اين سال به شرح جدول زير بود:
|
رديف |
نام دهستان |
مركز |
وسعت ( کیلو متر مربع) |
جمعيت به نفر سرشماری 1375 |
تعداد آبادي |
|
1 |
تحت جلگه |
شهر فيروزه |
428 |
18431 |
35 |
|
2 |
طاغنكوه |
همت آباد شهر كهنه |
1004 |
27363 |
41 |
|
3 |
فيروزه |
قاليباف سفلي |
470 |
10161 |
27 |
|
4 |
بينالود |
كلاته محمدجان |
600 |
9900 |
35 |
در سال 1383 با توجه به تغييرات در تقسيمات سياسي و با توجه به افزايش جمعيت و وسعت بخش تحت جلگه و نيز گستردگي و پرجميعت بودن شهرستان نيشابور، براي اولين بار سخن از ارتقاي اين بخش به شهرستان مطرح مي گردد. گويا پيوستن دهستان بينالود به بخش تحت جلگه شرايط مناسبي براي اين امر ايجاد نمود و از آنجا كه در هر شهرستان تازه تاسيس يك بخش نيز ايجاد مي گرديد، ابتدا پيشنهاد ارتقاي دهستان طاغنكوه به بخش مطرح گرديد و با تهيه طرح توجيهي بخش پيشنهادي طاغنكوه و ارسال آن به وزارت كشور، هيئت دولت بر اساس مصوبه 7 بهمن 1383 ايجاد بخش طاغنكوه در محدوده شهرستان نيشابور را تصويب نمود. اين بخش شامل دو دهستان طاغنكوه شمالي به مركزيت روستاي همت آباد شهر كهنه و دهستان طاغنكوه جنوبي به مركزيت روستاي گرماب بزرگ بود.
مركز اين بخش نيز روستاي همت آباد شهر كهنه كه قبلاً مركز دهستان طاغنكوه بود و بهترين موقعيت ارتباطي را با تمامي روستاهاي منطقه داشت، تعيين گرديد.
متن مصوبه هیئت دولت مبنی بر تبدیل دهستان طاغنکوه به بخش:
شماره : .65097ت 31309ك- وزارت كشور تاريخ 1383/11/7 :
وزراي عضو كميسيون سياسي - دفاعي هيأت دولت در جلسه مورخ 1383.9.29 بنا به پيشنهاد شماره1.4.42.50872 مورخ 1383.6.1 وزارت كشور و به استناد ماده (13) قانون تعاريف و ضوابطتقسيمات كشوري ـ مصوب 1362 ـ با رعايت تصويبنامه شماره .58538ت26118ه¨ مورخ1380.12.22 تصويب نمودند:
تغييرات و اصلاحات تقسيماتي زير در استان خراسان رضوي انجام شود:
الف ـ نام دهستان طاغنكوه از توابع بخش تحت جلگه شهرستان نيشابور به دهستان طاغنكوه شمالي تغيير مييابد.
ب ـ دهستان طاغنكوه جنوبي به مركزيت روستاي گرماب مشتمل بر روستاها، مزارع و مكانهاي زيرمطابق نقشه پيوست كه به مهر دفتر هيأت دولت تأييد ميشود در تابعيت بخش تحت جلگه درشهرستان نيشابور ايجاد و تأسيس ميگردد:
1-ابراهيمآباد، 2 ـ ابراهيمآباد تك شو، 3 ـ اردلان، 4 ـ استخرتايرآباد، 5 ـ استوا، امامزاده قاسم، 7 ـ باغ چنار، 8 ـ بزك، 9 - پاسنگ، 10 - پيشگدار، -6 پيگدارسبز، 12 - ته منجان سفلي، 13 - ته منجان عليا، 14- چاه عميق شور، 15 -11 حسينآباد، 16 - حسن ما،17- دالحي، 18 - دربندي، 19 - دستجرد، 20 - دكل تلويزيون و مخابرات، 21 - دوتپگي، 22- دوزدآباد،23- دولتآباد، 24 ـ دهنو، 25- دهنه، 26- رباط حوض سنگ، 27- زروند، 28- زرد، 29- زيارتگاه شيخمومن، 30 - زيرآب، 31- ساداتيه، 32- سارتپه، 33 - سركويره، 34- سفالدر، 35 - سلطانآباد، 36 -سيدآباد تك شو، 37ـ سفيدباز، 38 - شفتآباد، 39- شورفان، 40 - شورگشت، 41 - شورورز، 42 ـشوروزده، 43 - شورورزي، 44 - شورياب، 45 - شورياب نبوه، 46 - عباسآباد، 47ـ عباسآباد، 48 -عليآباد، 49 - عيشآباد، 50 - غاراكمر، 51 - غلاميوسف، 52 - فطمآباد، 53- قراچه 54ـ كاظمآباد، 55 -كلاته حيدر، 56 - كلاته سراجه سفلي، 57 - كلاته سراجه عليا، 58 ـ كلاته كربلايي مهدي قلي، 59 - كلاتهمرجان سفلي، 60 - كلاته مرجان عليا، 61 - كمرسفيد، 62 ـ كوكگل، 63 - گرقستان، 64 - گرماب، 65 -گلحسني، 66 - گلكان، 67 - محمدالنگه، 68 مقولبالا، 69 ـ مقولپايين 70 - مهديآباد، 71 ـيعقوبآباد
ج ـ بخش طاغنكوه به مركزيت روستاي همتآباد از تركيب دهستانهاي طاغنكوه شمالي و طاغنكوهجنوبي در تابعيت شهرستان نيشابور ايجاد و تأسيس ميگردد.
د - با تصويب محدوده دهستان مندرج در بند "ب" اين تصويبنامه چنانچه روستا، مزرعه و مكان ديگريبه جز فهرست اسامي مندرج در بند مذكور و در نقشه پيوست در محدوده آن ملاحظه شود و يا در آينده درمحدوده آن به وجود آيد در حوزه و تابعيت دهستان مربوط خواهد بود.
اين تصويبنامه در تاريخ 1383.11.3 به تأييد مقام محترم رياست جمهوري رسيده است.محمدرضا عارف - معاون اول رييسجمهور
نقشه مزبور در آرشيو اداره كل تدوين و تنقيح قوانين و مقررات موجود ميباشد))
ارتقاي طاغنكوه به بخش بدون هيچ گونه اعتراض و اختلاف و مشكل خاصي صورت گرفت. تنها سه روستاي امان آباد (امين آباد)، دولت آباد و ابراهيم آباد كه در فاصله كمي از شهر فيروزه مركز بخش تحت جلگه قرار داشتند و تا آن زمان جزو دهستان طاغنكوه اما از بخش تحت جلگه محسوب مي گرديدند، خواهان الحاق به دهستان و بخش تحت جلگه گرديدند و نمي خواستند جزو بخش طاغنكوه باشند كه البته با بررسي كارشناسان وزارت كشور و تاييد آنان، خواسته اهالي و شوراي اسلامي روستاهاي فوق برآورده شد و آنان در سال 1384 از بخش طاغنكوه جدا و به بخش تحت جلگه پيوستند.
با ايجاد بخش طاغنكوه زمينه براي ارتقاي تحت جلگه به شهرستان هموار گرديد. در بهار سال 1383 استان بزرگ خراسان كه تا آن زمان پهناور ترين استان ايران محسوب مي شد و از 130 كشور جهان بزرگتر بود، پس از سالها انتظار تقسيم شد و به سه استان تبديل گرديد. با كم شدن تعداد شهرستان هاي تابعه استان جديد خراسان رضوي، زمينه براي ارتقاي تعداد زيادي از بخش هاي بزرگ و پرجمعيت كه سال ها درانتظار ارتقا بودند ،مطرح شد، اگرچه از چندي قبل بخش هايي مثل بجستان گناباد، مه ولات و زاوه تربت حيدريه، جوين و جغتاي وداورزن سبزوار، طرقبه مشهد، زبرخان، ميان جلگه، تحت جلگه و سرولايت نيشابور و ... همگي خواهان ارتقا به شهرستان شدند و طرح توجيهي برخي از آنان تهيه و با تاييد كارشناسان تقسيمات كشوري استانداري خراسان رضوي به وزارت كشور ارسال گرديد.
با توجه به اينكه در اين زمان به ماه هاي پاياني دولت هشتم (دولت دوم آقاي خاتمي) نزديك مي شديم، در بين كاركنان استانداري و مجموعه وزارت كشور در استان خراسان رضوي مساله ارتقاي بخش ها به شهرستان وضعيت كاملاً جدي به خود گرفت و حتي صحبت از اجرايي شدن و تصويب تعداد زيادي از شهرستان هاي جديد تا بهار سال 1384 و قبل از پايان عمر دولت وقت بود.
با اين اوصاف بخشداري تحت جلگه كه طرح توجيهي ايجاد بخش طاغنكوه را با موفقيت پشت سر گذاشته بود، در زمستان 1383 همراه با شوراي شهر فيروزه و شوراي بخش تحت جلگه با اختصاص بودجه ويژه و دعوت از كارشناسان جغرافياي سياسي اقدام به تهيه طرح توجيهي شهرستان پيشنهادي تحت جلگه كرد. البته قبل از اين امر كارشناسان تقسيمات كشوري از وزارت كشور و استانداري خراسان رضوي منطقه را مورد بازديد قرار داده و شرايط منطقه را ارزيابي كردندو ضمن تاييد شرايط بخش تحت جلگه، استفاده از شرايط استثنايي كويري براي ارتقاي بخش به شهرستان و تهيه طرح توجيهي آن را مجاز دانستند.
براي ارتقاي يك بخش به شهرستان طبق قانون تقسيمات كشوري مصوبه سال 1362 جمعيت در نواحي با تراكم زياد بايد 120 هزار نفر و در نواحي با تراكم متوسط بايد 80 هزار نفر باشد. البته همين قانون با يك تبصره در نواحي دور افتاده و كم تراكم مرزي، جزاير و نواحي كويري اجازه داده كه بخش هاي با حداقل 50 هزار نفر و حتي با تصويب و صلاح ديد هيئت دولت با كمتر از 50 هزار نفر به شهرستان ارتقا يابند.
بخش تحت جلگه با توجه به نداشتن جمعيت قانوني حداقل 80 هزار نفر در سال 1383 از تبصره و شرايط استثنايي (كويري) اين قانون، با داشتن حداقل 50 هزار نفر جمعيت مجاز به تهيه طرح توجيهي آن در زمستان 1383 و ارايه به استانداري خراسان رضوي و وزارت كشور شد.
اما براي تهيه طرح توجيهي كه اولين قدم براي ارتقا بود مشكلاتي مطرح گرديد.
مشكلات در تهيه طرح توجيهي ارتقاي بخش تحت جلگه به شهرستان
اولين و مهمترين مشكل مطرح شده، بخش سرولايت در شمال بخش تحت جلگه بود. از يك طرف اين بخش خود خواهان ارتقا به شهرستان شده بود كه با جمعيت حدود 20 هزار نفري آن در سال 1383، ارتقاي آن به چالش كشيده بود و از سوي ديگر از شواهد و قراين اين گونه بر مي آمد كه اهالي اين بخش اگر نتوانند ارتقا يابند علاقه اي به پيوستن به شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه ندارند و مي خواهند كه همچنان در محدوده شهرستان نيشابور باقي بمانند.
از آنجا كه در سال هاي گذشته مناطق وسيعي از بخش سرولايت جدا شده بودند اين بخش بسيار كوچك و كم جمعيت شده بود. قسمتهايي از اين بخش به شهرستان قوچان پيوسته بودند. يك دهستان آن به شهرستان سبزوار الحاق شده و قسمتي نيز به شهرستان اسفراين ملحق گشته بود. مناطق وسيعي نيز شامل دهستان هاي فيروزه و بينالود در سالهاي 1366 و1382 به بخش تحت جلگه پيوسته بودند و از آنجا كه اهالي اعتقاد داشتند در صورت تغيير تقسيمات و پيوستن مجدد روستاها جدا شده، اين بخش مي تواند به شهرستان ارتقا يابد، و الحاق شدن به شهرستان پيشنهادي تحت جلگه را قبول نداشتند.
اما اگر تحت جلگه به شهرستان ارتقا يابد و سرولايت همچنان بخواهد يكي از اين بخشهاي شهرستان نيشابور بماند، بر روي نقشه عملاً شهرستان نيشابور دو قسمت جدا از هم خواهد داشت و بخش سرولايت به صورت جزيره اي بين شهرستانهاي قوچان ، سبزوار و تحت جلگه و فاروج (از استان خراسان شمالي) باقي مي ماند و اين در نوع خود در نظام تقسيمات كشوري بي سابقه بود. (همجوار نبودن بخشهاي يك شهرستان)
اين امر مشكلي بود كه بايد فكري اساسي به حال آن مي شد، و اتصال بين سرولايت و بخش مركزي نيشابور برقرار مي گرديد. دهستان بينالود كه تازه يكسال از الحاقش به تحت جلگه مي گذشت، حاضر به پيوستن مجدد به سرولايت نبود. حال بايد قسمتهاي شمالي بخش تحت جلگه اجباراً از اين بخش جدا شوند تا بر روي نقشه اتصال سرزميني بين بخش سرولايت و بخش مركزي نيشابور برقرار شود تا نظر وزارت كشور وكارشناسان آن براي ارتقاي تحت جلگه جلب گردد.
ابتدا مذاكراتي با شوراهاي اسلامي دهستان بينالود صورت گرفت، آنان به نمايندگي از مردم منطقه نظر مساعد خود را براي جدايي از بخش تحت جلگه و پيوستن به بخش مركزي نيشابور اعلام كردند و اينگونه يك گام براي حل مشكل جدايي سرولايت از نيشابور برداشته شد ولي مشكل كامل حل نشده است.
نظر كارشناسان جغرافياي سياسي دعوت شده براي تهيه طرح توجيهي شهرستان و نيز نظر شوراي اسلامي بخش تحت جلگه اينست كه با جدا كردن قسمتي باريك از شمال شرقي دهستان فيروزه كه شامل قسمتي از كوه هاي بينالود در شمال روستاي بار مي شود مي تواند اتصال بخش مركزي نيشابور با دهستان بينالود و بخش سرولايت را برقرار كرد، اما اصرار كارشناسان وزارت كشور بر اينست كه بايد منطقه جدا از دهستان فيروزه مسكوني باشد و پذيرش يك باريكه كوهستاني غير مسكوني امكان پذير نيست.
به ناچار سخن از جدايي 7 روستاي دهستان فيروزه والحاق آنان به دهستان مازول از بخش مركزي نيشابور مطرح مي گردد. اين روستاها عبارتند از: روستاي بزرگ و پر جمعيت بار و روستاهاي اريه، دامنجان، درخت جوز، چهارباغ، طاغان و خانلق. در ابتداي امر شوراي اسلامي روستاي بار كه مهمترين و بزرگترين روستاي اين مجموعه است حاضر به پذيرش اين جدايي و الحاق نبود، اين روستا آخرين روستاي اين مجموعه بود كه در قضيه جدايي نقش مهمي داشت. از آنجا كه از مدتها قبل مردم اين روستاي پرجمعيت خواهان ارتقا به شهر بودند، اين امر توسط كارشناسان وزارت كشور مورد قبول قرار گرفت و به آنان قول مساعد دادند كه پيگير شهر شدن بار نيز باشند و با ارتقاي بخش تحت جلگه، روستاي بار نيز به شهر تبديل شود. با اين قول و تضمين شوراي اسلامي روستاي بار همراه با 6 روستاي ديگر، جدايي از بخش تحت جلگه و الحاق به دهستان مازول بخش مركزي شهرستان نيشابور را پذيرفتند؛ اگرچه به نظر نگارنده شايسته بود با توجه به وجود شرايط لازم براي ارتقاي اين مجموعه، روستاهاي 6 گانه خود به يك دهستان تبديل مي گشتند و بعد به بخش مركزي نيشابور الحاق مي شدند، اما اين امر محقق نشد.

اين گونه دومين گام و گام اصلي براي تهيه طرح توجيهي شهرستان تحت جلگه برداشته شده و بالاخره در بهمن 1383 اين طرح در 32 صفحه تهيه و با تصويب بخشداري و شوراي اسلامي بخش و شهر فيروزه، به استانداري خراسان رضوي و وزارت كشور ارسال شد. شهرستان پيشنهادي تحت جلگه حدود 1524 كيلومتر مربع وسعت دارد و جمعيت آن در سال 1383 حدود 51 هزار نفر برآورد شد.
اين شهرستان از دو بخش تشكيل شده است:
1- بخش مركزي شامل دو دهستان فيروزه و تحت جلگه به مركزيت شهر فيروزه.
2- بخش طاغنكوه شامل دو دهستان طاغنكوه شمالي و طاغنكوه جنوبي به مركزيت روستاي همت آباد شهر كهنه.
تنها تغييري كه در اين زمان و در داخل حوزه شهرستان پيشنهادي مطرح شد، تغيير مركز دهستان تحت جلگه بود. مركز اين دهستان از گذشته شهر فيروزه و روستاي بزغان سابق بود ولي با ارتقاي بخش به شهرستان، مركز شهرستان نمي توانست مركز دهستان هم باشد، لذا بايد يك روستاي همان دهستان به عنوان مركز تعيين مي گرديد. ابتدا دو روستاي حيدرآباد و بزقوچان پيشنهاد شد كه در نهايت با تصويب شوراي بخش، روستاي بزقوچان به عنوان مركز دهستان تحت جلگه تعيين گرديد. البته با توجه به توسعه شهر فيروزه و فاصله يك كيلومتري اين روستا با شهر فيروزه كه مركز شهرستان پيشنهادي بود، گويا در آينده نزديك بايد مركز دهستان باز هم تغيير كند. البته با توجه به اهميت كم مركز دهستان در تقسيمات كشوري اين امر مد نظر قرار نگرفت.
دهستان فيروزه كه قسمت اصلي، مهم و حاصلخيز و پرجمعيت خود (7 روستاي گفته شده) را از دست داده بود همچنان با نام فيروزه و به مركزيت روستاي قاليباف سفلي در حوزه سياسي بخش مركزي باقي ماند. بخش طاغنكوه نيز به طور كامل در حوزه سياسي شهرستان جديد تحت جلگه قرار مي گيرد و اين گونه با به هم پيوستن اين دو بخش، زمينه ارتقاي تحت جلگه فراهم شد.
مركز شهرستان شهر فيروزه تعيين گرديد. اين شهر حدود 5000 نفر جمعيت داشته و داراي سه محله اصلي بزغان، دهنو خلج و مهدي آباد است. (شهر بزغان كه بعداً به شهر فيروزه تغيير نام يافت درسال 1374 از تجميع اين سه روستا ايجاد شد).
علل اين انتخاب در طرح توجيهي اين گونه آمده است:
1- شهر فيروزه تنها نقطه شهري شهرستان پيشنهادي است.
2- از ابتداي تاسيس بخش تحت جلگه عنوان مركزيت بخش را داشته است.
3- از سال 1375 به عنوان شهر شناخته شده است.
4- از امكانات و زير ساخت هاي بهتري نسبت به ساير نقاط شهرستان برخوردار است.
5- مناسبترين كانون طبيعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي منطقه است.
6- امكان خدمات رساني و برنامه ريزي مطلوب در قالب يك سيستم واحد را داراست.
7- فضاي مناسب براي توسعه در آينده.
ايجاد اين شهرستان جديد در حوزه شهرستان نيشابور كه حدود 9 هزار كيلومتر و حدود 450 هزار نفر جمعيت دارد، ضمن بهبود بخشيدن به امر مديريت و برنامه ريزي مناسب، شرايط را براي رشد و توسعه و ايجاد عدالت اجتماعي فراهم مي كند و مسئولين شهرستان نيشابور مي توانند حوزه تحت مديريت خود را كه پرجمعيت و داراي پراكندگي زياد سكونتگاهي است، بهتر اداره نمايند.
تعداد كل مزارع، مكان ها و روستاهاي تابع اين شهرستان جديد 203 آبادي است كه شامل 92 آبادي داراي سكنه و 111 آبادي خالي از سكنه است. (حدود 71 روستا بيش از 20 خانوار يا 100 نفر جمعيت است.)
شهر فيروزه در 20 كيلومتري غرب نيشابور، 150 كيلومتري غرب مشهد مركز استان خراسان رضوي، 90 كيلومتري شرق سبزوار و 115 كيلومتري جنوب قوچان و در ارتفاع 1200 متري از سطح دريا و در طول جغرافيايي 58 درجه و 32 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 36 درجه و 21 دقيقه شمالي قرار گرفته است.
اين شهرستان از شمال و شرق به بخش مركزي نيشابور، از شمال غربي به بخش سرولايت نيشابور، از جنوب به بخش ميان جلگه نيشابور و از غرب به شهرستان سبزوار محدود مي گردد.
اين شهرستان بين طول جغرافيايي 58 درجه و 6 دقيقه تا 58 درجه و 53 دقيقه شرقي از نصف النهار مبدا و بين 36 درجه و 3 دقيقه تا 36 درجه و 34 دقيقه عرض شمالي از خط استوا قرار دارد.
با آنكه انتظار مي رفت تا قبل از پايان كار دولت هشتم در تابستان 1384 ارتقاي بخش تحت جلگه به شهرستان به تصويب هيئت دولت برسد اما اين امر به دلايل نامعلومي به انجام نرسيد و به دولت نهم (دولت آقاي احمدي نژاد) رسيد. در حالي كه مردم منطقه آماده اعلام تصويب و ارتقاي به شهرستان بودند اما همچنان اين امر بي نتيجه ماند.
از آنجا كه در تمامي سفرهاي استاني دولت نهم از خواسته هاي مهم مردم توجه به امر ارتقا در تقسيمات كشوري بود؛ دولت در يك اقدام جسورانه بالاخره در سال 1386 به موج خواسته هاي مردم در اين زمينه پاسخ داد و با ارتقاي 27 بخش به شهرستان و ده ها ارتقاي دهستان ها به بخش و ارتقاي روستاها به شهر در سطح كشور موافقت كرد. بر اين اساس 5 بخش در استان خراسان رضوي به شهرستان ارتقا يافتند. بجستان- تحت جلگه- بينالود (طرقبه و شانديز)- جغتاي- جوين.
خراسان رضوي با 5 شهرستان جديد بيشترين ميزان تغييرات را داشت، البته پس از تقسيم خراسان اين امر بديهي به نظر مي آمد و با توجه به كاهش وسعت و جمعيت استان، نياز بود به نواحي محروم توجه بيشتري شود و اين امر با ارتقاي بخش ها به شهرستان جنبه عملي به خود مي گرفت.
در مصوبه دولت اينگونه آمده است كه:
تصويبنامه درخصوص اصلاحات تقسيمات كشوري در استان خراسان رضوي شهرستان نيشابور شماره161416/ت35368ك - وزارت كشور
وزراي عضو كميسيون سياسي ـ دفاعي هيئت دولت در جلسه مورخ 29 /7 /1386 بنا به پيشنهاد شماره 93023 /42 /4 /1 مورخ 24 /7 /1386 وزارت كشور و به استناد ماده (13) قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري ـ مصوب1362ـ با رعايت تصويبنامه شماره 58538/ت26118هـ مورخ 80/12/22 اصلاحات تقسيماتي زير را در استان خراسان رضوي تصويب نمودند:
الف ـ روستاي بار از توابع دهستان فيروزه بخش تحت جلگه شهرستان نيشابور به شهر تبديل و به عنوان « شهربار» شناخته شود. محدوده اين شهر براساس قانون تعاريف محدوده و حريم شهر، روستا و شهرك و نحوه تعيين آنها ـ مصوب1384ـ تعيين خواهدشد.
ب ـ « شهر بار» و روستاها و مزارع و مكانهاي زير از محدوده دهستان فيروزه بخش تحت جلگه شهرستان نيشابور منتزع و مطابق نقشه 1:250000 پيوست كه تأييدشده به مهر « پيوست تصويبنامه هيئت وزيران» ميباشد به دهستان مازول بخش مركزي شهرستان نيشابور الحاق ميگردد.
اريه، دامنجان، درخت جوز، چهارباغ، طاقان، خانلق، شوشا، ميدانا، گميشاه، آب تك، آب دراز، سبزه احمد، شاهزاده ابراهيم، سبزه كارت، كاريزي، محمدآباد خرابه، ملخ دره عليا، قندآباد ملخدره، شاهزاده قهار و غفار منقان.
ج ـ دهستان بينالود از بخش تحت جلگه شهرستان نيشابور منتزع و به بخش مركزي همين شهرستان الحاق ميگردد.
د ـ مركز دهستان تحت جلگه بخش تحت جلگه شهرستان نيشابور از شهر فيروزه به روستاي بزقوچان انتقال مييابد.
هـ ـ شهرستان تحت جلگه به مركزيت شهر فيروزه از تركيب بخشهاي زير در تابعيت استان خراسان رضوي ايجاد ميگردد.
1ـ بخش مركزي به مركزيت شهر فيروزه شامل دهستانهاي تحت جلگه و فيروزه.
2ـ بخش طاغنكوه.
اين تصـويبنامه در تاريخ 86/9/20 به تأييـد مقـام محترم رياست جمهوري رسيده است. معاون اول رئيس جمهور ـ پرويز داودي
با اين مصوبه كه دقيقاً برابر با طرح توجيهي تهيه شده براي شهرستان بود، موج خوشحالي منطقه را فرا گرفت و جالب تر از همه اينكه در بين چهار بخش شهرستان نيشابور كه خواهان ارتقا بودند (زبرخان- ميان جلگه- سرولايت و تحت جلگه) فقط تحت جلگه ارتقا يافت. زبرخان عليرغم داشتن بهترين شرايط براي ارتقا با توجه به اختلاف بوجود آمده بر سر تعيين مركزيت شهرستان زبرخان بين شهرهاي قدمگاه و خرو كه به مشكل اساسي در آن منطقه تبديل شده بود، ارتقا نيافت. اين اختلاف چندين بار به درگيري مردم شهر خرو با پليس و يگان ويژه نيروي انتظامي و بسته شدن جاده اصلي مشهد- نيشابور- تهران منجر شد.
در بخش ميان جلگه نيز از آنجا كه شهر كوچك و 1300 نفري عشق آباد زير ساخت هاي لازم براي تبديل شدن به مركز شهرستان را نداشت و جمعيت بخش حدود 40 هزار نفر بود، ارتقا نيافت. در بخش سرولايت نيز كمي جمعيت و مسايل ديگر مانع ارتقا شد.
آخرین تغییر در تقسیمات کشوری منطقه در بهمن 1387 صورت گرفت که طی آن روستای همت اباد شهر کهنه مرکز بخش طاغنکوه به شهر ارتقا یافت.
متن مصوبه هیئت دولت مبنی بر تبدیل روستای همت آباد به شهر:
ارتقای روستای همت آباد شهر کهنه به شهر
وزیران عضو كمیسیون سیاسی و دفاعی دولت تصویب کردند که از این پس روستاى «همت آباد» مركز بخش طاغنكوه در تابعیت شهرستان تحت جلگه در استان خراسان رضوى به شهر تبدیل و به عنوان شهر «همتآباد» شناخته شود. این مصوبه در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ به تصویب ریاست محترم جمهور رسیده و توسط معاون اول رییس جمهور برای اجرا ابلاغ گردیده است»
این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ تعداد۱۵۶۶ نفر جمعیت داشته است.
به هر صورت بخش هاي ارتقا يافته منتظر اجرايي شدن شهرستان هاي تصويب شده و معرفي فرماندار شدند. اولين معرفي فرماندار در بجستان صورت گرفت. (12 مرداد سال 1387) پس از آن وزير كشور وقت با سفر به جوين و جغتاي در يك روز اقدام به معرفي فرماندار و افتتاح فرمانداري در اين دو شهرستان نمود.(12 مهر 1387) در همين زمان معاون استاندار خراسان رضوي اعلام نمود كه به زودي فرمانداران دو شهرستان باقي مانده از 5 شهرستان تصويب شده معرفي مي شوند.
اما نكته جالب در اين سال ارتقاي بخش زاوه تربت حيدريه به شهرستان بود. بخش زاوه به مركزيت روستاي دولت آباد در سال 1366 ايجاد شد. اين بخش اگر چه عمر بسيار كمتري از بخش تحت جلگه داشت اما همزمان با تحت جلگه خواهان ارتقا به شهرستان شد ولي در مصوبه دي ماه 1386 لحاظ نشد تا اينكه در جلسه 28 مهر1387 هيئت دولت ارتقاي آن را تصويب كرد، و آنان در انتظار معرفي فرماندار قرار گرفتند. زماني كه وزير كشور فرمانداران جوين و جغتاي را معرفي كرد بلافاصله مردم شهرستان زاوه در شهر دولت آباد در يك حركت سياسي به خيابان ها ريخته با آتش زدن لاستيك و مسدود كردن جاده ارتباطي تربت حيدريه به فريمان و تربت جام و تايباد كه از شهر دولت آباد ( مركز زاوه)عبور مي كند، اعتراض شديد خود را به عدم ارتقا و معرفي نشدن فرماندار براي اين منطقه نشان دادند. نتيجه اين كار دسته جمعي مردم اين منطقه بسيار مطلوب بود. كمتر از چهل روز پس از اين كار هيئت دولت ارتقاي زاوه را تصويب و با حضور استاندار خراسان رضوي، فرماندار شهرستان زاوه معرفي شد (16 آبان 87 )و مردم به خواسته هايشان رسيدند.فرمانداري طرقبه و شانديز هم در22 بهمن 87 معرفي شد.
(تصويبنامه در خصوص ايجاد شهرستان زاوه به مركزيت شهر دولت آباد در تابعيت استان خراسان رضوي شماره: 141605/ت31734هـ - وزارت كشور
هيئت وزيران در جلسه مورخ 28/7/1387 بنا به پيشنهاد شماره 78561/42/4/1 مورخ 13/8/1383 وزارت كشور و به استناد ماده (13) قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري ـ مصوب 1362 ـ تصويب نمود:
شهرستان زاوه به مركزيت شهر دولت آباد از تركيب بخشهاي زير در تابعيت استان خراسان رضوي ايجاد ميگردد:1ـ بخش مركزي به مركزيت شهر دولت آباد شامل دهستانهاي زاوه و صفائيه.2ـ بخش سليمان. «معاون اول رئيس جمهور ـ پرويز داودي»
اما عليرغم قول معاون استاندار براي معرفي فرماندار تحت جلگه در آخر آبانماه 87 اين امر محقق نشد و با وعده هاي پي در پي سال 87 به پايان خود نزديك شد و حدود 17 ماه از ارتقاي بخش تحت جلگه گذشت ولی از معرفي فرماندار اين شهرستان خبري نشد. گويا منطقي بودن و آرامش مردم تحت جلگه علت اصلي اين امر است كه معرفي فرماندار به تاخير مي افتد.
با این تاخیر طولانی در بين مردم منطقه شايعاتي پخش شد كه عدم توافق دو نماينده مردم نيشابور در مجلس شوراي اسلامي بر سر تعيين فرد مورد نظر براي فرمانداري علت عدم معرفي فرماندار است و ...
اگر چه نمي توان به اين شايعات استناد كرد، اما با توجه هاي خاص مسئولين در وزارت كشور و پیگیری های استانداري خراسان رضوي و فرمانداري شهرستان نيشابور و نمايندگان نيشابور در مجلس شوراي اسلامي، آرزوي ديرينه مردم منطقه محروم تحت جلگه تحقق پيدا کرد .
تقاضاي امام جمعه شهر فيروزه از استاندار براي معرفي فرماندار تحت جلگه
در تاريخ 12/12/87 هفته نامه صبح نیشابور
امام جمعه شهر فيروزه مركز بخش در حال ارتقاي تحت جلگه نيشابور گفت: از استاندار تقاضا ميكنم زودتر تكليف ارتقاي اين بخش را مشخص كند تا منطقه از حالت برزخ و ضررهاي چندسويه نجات پيدا كند.
به گزارش خبرگزاري فارس از نيشابور، حجتالاسلام غلامرضا شرعي در نماز جمعه اين شهر اظهار داشت: در كل استان فرمانداران تمام شهرستانهاي تازهتاسيس جز شهرستان تحت جلگه معرفي شدهاند.وي با اشاره به اينكه براي ارتقاي يك بخش عوامل و اقدامات مختلفي صورت ميگيرد كه سادهترين آن معرفي فرماندار است، افزود: با اينكه در موضوع انتخابات رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و ديگر مناصب بسيار مهم با تراكم افراد شايسته روبهرو هستيم، براي معرفي يك فرماندار، استانداري در قبال اين همه تعلل چه پاسخي دارد.شرعي با طرح اين پرسش كه چرا فرماندار شهر فيروزه را معرفي نميكنيد، تصريح كرد: شهرستان تحت جلگه متحد و منسجم است و به خاطر همين اتحاد، هيچ تعصب و اصراري براي آمدن يا نيامدن شخص خاصي ندارند.وي تاكيد كرد: جواب مردم متحد و نجيب منطقه شهر فيروزه و روستاهاي بخشهاي تحت جلگه و طاغنكوه، اين همه معطلي و بيتفاوتي نيست. رئيس پيشين نمايندگي ولي فقيه در بسيج نيشابور خاطرنشان كرد: علاوه بر اينكه فرماندار تحت جلگه را معرفي نكردهاند، به خاطر طرح استقلال اين شهرستان از بعضي تسهيلات شهرستان نيشابور نيز عقب افتادهايم.
وي گفت: در تقسيم سهام عدالت مسئولان مربوط در نيشابور نگاه ناعادلانهاي بين بخشهاي تحت جلگه و طاغنكوه با ديگر بخشهاي نيشابور داشتهاند.
امام جمعه شهر فيروزه با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در جمع هيئت دولت گفت: ايشان سفارش كردهاند كه بهانه به دست مخالفان دولت ندهيد . وي اضافه كرد: يكي از مصاديق روشن معطل كردن مردم منطقه در معرفي فرماندار است.وي تصريح كرد : كساني كه در استانداري و شهرستان نيشابور يا جاهاي ديگر نسبت به معرفي فرماندار شهر فيروزه تعلل با كارشكني با بهانهتراشي ميكنند، خواسته يا ناخواسته عليه دولت و عليه نظام گام برميدارند.
شرعي افزود: در آستانه سال جديد و انتخابات، استانداري به كمك وزارت كشور بايد اولويت نخست خود را معرفي فرماندار اين شهرستان قرار دهند تا مردم در آستانه عيد نوروز كامشان شيرين شود.
( فرماندار شهرستان تحت جلگه تا پایان سال معرفی می شود .روز نامه خراسان، شماره سريال 17222 ، تاريخ انتشار ۲۱اسفند۸۷
معاون سیاسی اجتماعی استاندار خراسان رضوی از معرفی فرماندار شهرستان تازه تأسیس تحت جلگه تا پایان سال خبر داد.قهرمان رشید به خبرنگار خراسان درباره علت تأخیر 5 ماهه در معرفی فرماندار شهرستان تحت جلگه، افزود: طبق قولی که داده بودیم فردی را برای تصدی پست فرمانداری تحت جلگه به وزارت کشور معرفی کردیم؛ اما تایید این فرد به دلیل تغییر وزیر کشور به طول انجامید.وی با اعلام این که فرد اولی که برای فرمانداری تحت جلگه به وزارت کشور معرفی شد، به دلایلی انصراف داد، افزود: شخص دیگری حدود دو هفته پیش به وزارت کشور معرفی شده است.)
و با معرفي فرماندار در آخرین روز کاری سال 87 ( 28 اسفند)مصوبه هيئت محترم دولت به مرحله اجرا رسید و پس از آن امیدواریم با استقرار ساير ادارات در شهرستان، شاهد توسعه و پيشرفت اين منطقه باشيم و در آينده نزديك شاهد برچيده شدن گرد محروميت از اين منطقه باشيم.
خبرگزاری فارس – 28/12/1387
با حضور استاندار خراسان رضوي فرماندار شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه معرفي شد )
با حضور استاندار خراسان رضوي ، محمدرضا حاجي زاده روز چهارشنبه به عنوان نخستين فرماندار شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه به مرکزيت شهر فيروزه معرفي شد.
استاندار خراسان رضوي در آخرين روز کاري سال 87 با حضور در جمع مردم شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه، شيريني ارتقاي اين بخش به شهرستان را به کام مردم منطقه لذت بخش توصيف کرد.محمد جواد محمدي زاده با اشاره به 10 برابر شدن اعتبار عمراني منطقه تحت جلگه و طاغنکوه در طي سه سال گذشته گفت: دولت نهم افتخار دارد که با نگاه به مناطق، عدالت و مهرورزي را محقق کرد.
وي افزود : شهرستان تحت جلگه علاوه بر استعدادهاي فراوان در توليد گندم، جو، چغندرقند و منابع انساني تحصيل کرده در مسير کريدور شمال و جنوب و شرق به غرب کشور واقع شده است.
استاندار خراسان رضوي معادن فيروزه را از ظرفيتهاي مطلق و شايسته منطقه معرفي کرد و گفت: به همين منظور ايجاد شهرک تخصصي فيروزه را پيش از ارتقا به شهرستان مصوب کرديم و اميدواريم با راه اندازي اين شهرک در آينده نزديک علاوه بر معرفي تحت جلگه به ايرانيان آن را به عنوان خطه اي باهنر و خوش ذوق در قالب زيبايي، مهر و عطوفت به جهانيان بشناسانيم.
وي با اشاره به وجود شش رودخانه در منطقه و بارندگي سالانه حدود 300 ميلي متر در شهرستان افزود: بايد از اين ظرفيت عظيم آبي که در سطح استان بي نظير است، به صورت بهينه استفاده شود.
محمدي زاده اظهار داشت: ما، مردم اين منطقه را به متانت، سلامت، اتحاد و پاکي مي شناسيم و بايد به اين درجه از فرهنگ، منزلت و اتحاد بباليم.استاندار خراسان رضوي همچنين خواستار استقرار هر چه سريعتر ادارات و سازمان ها و اختصاص نيرو به شهرستان تخت جلگه شد و گفت: با اتحاد، همدلي دولت و مردم و ارتقاي شهرستان مي توان سربلندي و افتخار بيش از پيش را براي اين شهرستان به ارمغان آورد. محمدرضا حاجي زاده فرماندار تحت جلگه هم در اين نشست گفت : مي کوشم به گونه اي خدمت کنم که رضايت خدا را جلب کرده و آسايش و امنيت را براي مردم تخت جلگه تامين کنم.
استاندار خراسان رضوي پس از مراسم معارفه فرماندار شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه، کلنگ زمين شش هزار متري ساختمان اصلي فرمانداري اين شهرستان را به زمين زد و ساختمان موقت فرمانداري تخت جلگه را بهره برداري کرد.
شهرستان تازه تاسيس تحت جلگه با 55 هزار نفر جمعيت داراي دو بخش طاغنکوه و مرکزي و چهار دهستان است.)

منطقه قفقاز با داشتن ويژگيهاي طبيعي خاص خود ، سبب پيدايش اقوام گوناگوني شده است كه از زمان هاي دور در كنار هم زيسته و در حوادث تاريخي بي شمار ، تاريخ قفقاز را شكل داده اند .
قفقاز به ناحيه اي در شمال غربي ايران و شمال شرقي تركيه و جنوب روسيه اطلاق مي شود كه بين درياي سياه و درياي خزر امتداد مي يابد . در شمال آن كوههاي قفقاز بزرگ و دشتهاي كوبان و ترك و در جنوب آن كوههاي قفقاز كوچك مي باشد . اين منطقه با حدود 50 گروه قومي ، متنوع ترين منطقه جهان است . اقوام آن شامل چهار گروه زباني هستند :
1- مردمان نخستين قفقاز ( ايبر – قفقاز) كه از دوره هاي بسيار دور هستند .اين مردم شامل اقوام گرجي و چچني مي باشد . همچنين آجارها كه خود را از اقوام گرجي مي دانند از اين مردم محسوب مي شوند .
اما غير از اين گروه ، گروهاي ديگر به مرور ، در طول تاريخ به قفقاز مهاجرت كرده اند .
2- هند و اروپائيان شامل ارمني ها ( كه خود را هاي مي نامند ) كردها – آستها – طالشي ها – تاتها روسها و اوكراينها
3- اقوام آلتايي ( ترك زبانان ) شامل آذربايجانها ( كه اصلاً ايراني مي باشند ) داغستانيها –
قره چاييها – بالكارها
4- اقوام سامي كه تنها آسوريها مي باشند و دراواخر جنگ جهاني اول به قفقاز آمده اند .
اين منطقه حساس محل تلاقي اسلام و مسيحيت بود و يكي از مهمترين كانونهاي بالقوه بحران در دوره حكومت شوروي و قبل از آن(عصرصفويه وقاجاريه) و كانون فعال بحراني پس از فروپاشي حكومت شوروي است .
مناطق بحراني چچن در جنوب روسيه ، اوستياي جنوبي و آبخازيا در گرجستان و قره باغ در آذربايجان و ارمنستان از جمله كانون هاي بسيار فعال بحراني در حال حاضر و احتمالاً در آينده خواهد بود .
ايجاد جنگهاي منطقه اي بازاري براي توليد كنندگان اسلحه جهان است . بررسي جغرافيايي نقاط بحراني كره زمين نشان مي دهد كه بسياري از اين مناطق داراي پتانسيلهاي نظامي ، سياسي و اقتصادي هستند . چنين وضعيتي براي قفقاز نيز وجود دارد و كشورهاي اطراف آن هميشه به دلايلي سعي در نفوذ به منطقه و ايجاد تنش داشته اند تا منافع خود را بدست آورند .
اما در اين مقاله كوتاه به معرفي مختصر تقسيمات سياسي منطقه ( همراه با نقشه ) مي پردازيم و از ذكر مسايل بسيار منطقه كه براي هر يك كتابها نوشته اند پرهيز مي كنيم .
در قفقاز سه كشور مستقل به همراه قسمتي از كشور روسيه قرار دارد . در جمهوري آذربايجان يك جمهوري خود مختار ( نخجوان ) و يك جمهوري خود خوانده (قره باغ )كه بين آذربايجان و ارمنستان اختلاف ايجاد كرده است . در گرجستان نيز جمهوري آبخازيا ( آبخازستان ) و آجاريا
( آجارستان ) و منطقه خود مختار اوستياي جنوبي وجود دارد .
در شمال منطقه نيز چند جمهوري از روسيه قرار دارند كه عبارتند از : جمهوري داغستان ، جمهوري چچن ، جمهوري قره چاي - چركسي ، جمهوري اينگوش ، جمهوري اوستياي شمالي ، جمهوري كاباردين - بالكاريا ، جمهوري آديگه ( آديغه )
مشخصات و نقشه هاي اين جمهوري ها را در صفحه هاي بعدي مي بينيم .
|
نام جمهوري
|
موقعيت |
مركز |
وسعت به Km 1000 |
جمعيت به ميليون نفر |
تركيب نژادي |
سال تاسيس |
زبان |
|
آذربايجان |
حاشيه غربي درياي مازندران |
باكو |
6/86 |
2/8 |
89% آذري - 3% روس- 2/2% لزگي-2% ارمني |
1920 |
تركي آذري |
|
ارمنستان |
شمال غرب ايران (شرق تركيه ) |
ايروان |
8/29 |
3 |
6/94% ارمني - 7/1% كرد- 5/1% روسي |
1920 |
ارمني |
|
گرجستان |
حاشيه درياي سياه – شمال ارمنستان |
تفليس (تبليسي) |
7/69 |
5 |
58%گرجي - 9% مينگر ليايي- 8% ارمني- 5/6 % روس |
1920 |
گرجي |
|
آديگه |
شرق درياي سياه |
مايكوپ |
6/7 |
5/ . |
70%روس – 21 % آديگه |
1922 |
روسي ، آديگه اي |
|
اينگوش (گالگاي) |
قفقاز شمالي |
نازران |
3/9 |
26/ . |
80% اينگوش - 15% روس |
1922 |
اينگوشي ، روسي |
|
آجارستان |
جنوبغربي گرجستان |
باتومي |
3 |
4 / . |
54% آجار 10% روس - 5% ارمني |
1921 |
گرجي ، آجار |
|
آبخازستان |
شمال غربي گرجستان |
سوخومي |
6/8 |
55/ . |
17%آبخازي- 44% گرجي – 15% روس - 15% ارمني - 2% اوكرايني |
1921 |
آبخازي ، گرجي |
|
اوستياي شمالي |
قفقاز شمالي – جنوب روسيه |
ولادي قفقاز |
8 |
8/ . |
50% اوست – 33% روس |
1936 |
اوستي ، روسي |
|
اوستياي جنوبي |
شمال گرجستان |
تسخينوالي |
9/3 |
15/ . |
66% اوست – 28% گرجي |
1922 |
اوستي ، گرجي |
|
چچن |
قفقاز شمالي |
گروزني |
10 |
1/1 |
70% چچن – 27 % روس |
1936 |
چچني ، روسي |
|
داغستان1 |
قفقاز شمالي – ساحل درياي مازندران |
ماخاچ قلعه |
3/50 |
2 |
28%آوار – 6/15% دارقين - 8/12% كوميك–2/19% روس 3/8% لزگي – 5% لك- 4/4% طبر سران- 4% آذري |
1920 |
تركي ، روسي |
|
قره چاي- چركسي |
قفقاز شمالي |
چركسك |
1/14 |
5/ . |
39% روس – 31 % قره چاي – 10% چركس |
1936 |
ترك ، چركسي |
|
قره باغ كوهستاني (ناگورنو قره باغ ) |
غرب جمهوري آذربايجان |
استپا ناكرت (خانكندي) |
4/4 |
2/ . |
76% ارمني - 23% آذري |
1923 |
ارمني ، آذري |
|
كاربادين - بالكاريا |
قفقاز شمالي |
نالچيك |
5/12 |
8/ . |
48% كارباد - 31% روس - 9% بالكار |
1936 |
تركي ، روسي ، كاربادي |
|
نخجوان |
حاشيه رود ارس |
نخجوان |
5/5 |
32/ . |
90% آذري و10% روس ، ارمني ، كرد |
1924 |
تركي آذري |
1- از متراكمترين مناطق دنيا از نظر تنوع نژادي (داغستان داراي 30 گروه قومي و ملي است )
نقشه پراکندگی اقوام در قفقاز

معرفي برخي سايت هاي اينترنتي كه مي تواند
مورد استفاده همكاران گروه جغرافيا قرار گيرد
|
انواع نقشه ها و شهرها |
|
www. city . net |
|
www. proximus . com / geo cities |
|
www. maps . yahoo. Com / yahoo |
|
www. map quest . com |
|
www. national Geographic . com |
|
www. Gitashenasi . com |
|
www. wtg – online . com |
|
جغرافياي سياسي |
|
www. elsevier . com /locate / polgeo |
|
www. country reporsts . org |
|
www. latimes . com |
|
www. nytines . com |
|
www. globean dmail . com |
|
www. fed world . gov |
|
www. white house . gov |
|
جغرافياي اقتصادي |
|
www. wto . org |
|
www. world bank . org |
|
www. un . org |
|
www. fao . org |
|
www. bizweb . com |
|
www. ecnomist . com |
|
جغرافياي طبيعي | |
|
www. lucn . org | |
|
www. epa . gov | |
|
www. eia . doe . gov | |
|
www. NGDIR . ir | |
|
www. glacier. rice . edu | |
|
www. Mountain zone . ir | |
|
www. weather . ir | |
|
www. solid waste . com | |
|
www. water on line . com | |
|
www. pollution line . com | |
|
www. nasa . gov | |
|
www. usge . gov | |
|
www. Geographyabout . com | |
|
www . intellicast. Com |
|
جغرافياي جمعيت |
|
www. unic . ir . org / Events |
|
www. census . gov / ftp /pub/ ipe/ www |
|
www. prb . org / prb |
|
www. zpg . org |
|
www. who. Ch/ |
|
www. iom . ch / |
|
وزارت آموزش و پرورش |
|
1. www. edu . ir |
|
2. www. khedu . org سازمان آموزش و پرورش خراسان |
|
3. www. tahtegolge . khedu. ir اداره آموزش و پرورش تحت جلگه |
|
4. www. talif . sch . ir دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي |
|
5. www. roshd mag . org مجلات رشد |
|
6. www. ed . gov |
|
اتحاديه بين المللي جغرافيدانان |
|
www . igu – net . org |
تهيه كننده : محمد تاجيك
درياچه مازندران كه به عنوان بزرگترين درياچه جهان شناخته مي شود در شمال كشورمان ايران قرار گرفته است ، و در سالهاي اخير به يكي از مباحث اصلي در سياست خارجي ايران و كشورهاي تازه استقلال يافته اطراف آن ، تبديل شده است . نگارنده در اين مقاله به بررسي جغرافياي اين پهنه آبي پرداخته و سپس درباره رژيم حقوقي و وضعيت مالكيت آن و نظرات مختلف كشورهاي اطراف در اين زمينه مي پردازد . اميد است مورد قبول خوانندگان گرامي قرار گيرد .
1- جغرافياي درياي مازندران :
الف – جغرافياي طبيعي .
درياي مازندران در مرز بين آسيا و اروپا و محل تلاقي آسياي مركزي ، قفقاز و ايران واقع شده است . طول دريا از شمال به جنوب 1204 كيلومتر و عرض متوسط آن 320 كيلومتر و طول خط ساحلي آن 6500 كيلومتر است كه از اين مقدار 657 كيلومتر ساحل ايران 820 كيلومتر ساحل آذربايجان ، 1900 كيلومتر ساحل قزاقستان و بقيه ساحل روسيه و تركمنستان است .
مساحت اين دريا بدون خليج قره بوغازگول ، 5/376 هزار كيلومتر مربع ( 1970 م) است . ( در سال 1929 مساحت آن برابر 422 هزار كيلومتر مربع بوده است .) حجم آب آن را حدود 78000 كيلومتر مكعب تخمين زده اند .
سطح درياي مازندران در سال 1985 حدود 3/28 متر ، پايين تر از سطح درياي آزاد بوده است . در سواحل اين دريا خليجهايي به وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از : قيزلار در شمال ، ما نقشلاق ، قازاخ ( قزاق) )، قارا بوغازگول ، تركمن باشي ، تركمن در شرق ، آقراخان ، قيزيل آغاج در غرب و انزلي و گرگان در جنوب .
اين دريا حدود 50 جزيره بزرگ و كوچك دارد كه كل مساحت آنها حدود 350 كيلومتر مربع است . بزرگترين آنها : آريتم ، چيلوي ، تيولني و مارسكوي است .
حدود 150 رودخانه بزرگ و كوچك به درياي مازندران مي ريزند كه بزرگترين آنها ولگا ( با 3690 كيلومتر طول ، طولاني ترين رود قاره اروپا )مي باشد . اين رود حدود 80% آب ورودي رودها به دريا با ميانگين 273 كيلومتر مكعب ( 1979 م) را تامين مي كند . رود كورا كه ارس هم به آن مي پيوندد دومين و اورال سومين رودخانه مهم ورودي به درياست . از ساير رودخانه هاي مهم مي توان به امبا ، و ترك ، سولاك ، سامور ، سفيد رود ، گرگان رود و اترك اشاره كرد .
حدود 30% آب هاي وارده به درياي مازندران از طريق آب هاي زيرزميني تامين مي گردد .البته اين ميزان به دليل مشكل بودن اندازه گيري تخميني است .
از طريق باران نيز حدوداً 100 كيلومتر مكعب آب وارد دريا مي شود. در مجموع از راه هاي مختلف سالانه حدود 450 كيلومتر مكعب آب به دريا ريخته مي شود كه اين ميزان مي تواند سطح دريا را حدود 125 تا 135 سانتي متر بالا بياورد ولي به دليل تبخير اين بالا آمدن به طور معمول خنثي مي گردد . اندازه گيري مقدار كل تبخير نيز به دليل آب و هواي متغير در طول درياچه بسيار مشكل است . سواحل اين دريا جلگه هاي رسوبي است. در برخي نقاط سواحل دلتايي گسترده شده است .
سواحل دريا عموماً اراضي پست و جلگه اي است كه بسياري از آنها پايين تر از سطح دريـــــــــاي آزاد مي باشد شبه جزايري نيز در اطراف دريا ديده مي شوند كه مهم ترين آنها عبارتند از : آبشوران ( آبشرون ) در آذربايجان كه باكو مركز اين كشور هم در اينجا قرار دارد ، مانگيستايو ( ما نقشلاق ) بوزاچي ، چچن ، اوغور چي ، كولالي ، چله كن و ميانكاله .
اين دريا از نظر توليد خاويار ، منابع نفت و گاز و ارتباط بين كشورهاي اطراف داراي اهميت است . به دليل گستردگي و وسعت زياد از ديدگاه عمومي بعنوان دريا شناخته مي شود ولي اين پهنه آبي يك درياچه است ، زيرا بصورت طبيعي با پهنه هاي آبي ديگر جهان ارتباط ندارد .
درياي مازندران به علت ويژگي هاي نا همواري و هيدرولوژي خود به سه قسمت : شمالي ( به عمق تا 25 متر ) مياني ( تا 788 متر ) و جنوبي ( تا 1025 متر) تقسيم مي شود . اين دريا تا دوره ميوسن با درياي سياه مرتبط بود ، بعد از آن اين ارتباط قطع شده و درياي مازندران تبديل به درياي بسته شد . در پليوسن با اقيانوس مجدداً پيوند داشته است و با درياچه آرال و درياي سياه هم مرتبط بوده است . آبراهه هاي فرسايشي در صحراي قره قوم در شرق دريا نشان مي دهد كه آبهاي حاصل از ذوب يخچالها از قسمت آسياي مركزي در اين پيشروي سهم زيادي داشته اند . و بعد از آن پديده پيشروي و پسروي يازده بار در اين دريا رخ داده است . كه بيشتر تحت تاثير يخچالها بوده است . بيشتر دريا در ناحيه فلات قاره از نهشته هايي كه بر اثر تجزيه و تخريب زمين فراهم آمده بودند ، ماسه ها ، و در مناطق عميق با رسوبات گلي پوشيده شده بود . در هر يك از قسمت هاي جداگانه كف دريا ، لايه هاي ضخيم دوره ائوسن آشكار مي شوند در كف دريا لايه هاي نفت و گاز وجود دارد .

قسمت شمالي آب و هواي قاره اي و قسمت هاي جنوبي مديترانه اي است حد اكثر دماي مطلق به حدود 40 درجه ( در طول سواحل شمالي ) و متوسط دماي تابستان به حدود 26- 24 درجه مي رسد . و متوسط زمستان به 10 تا 12 درجه سانتي گراد در نوسان است . متوسط بارندگي سالانه بر روي دريا حدود 200 ميلي متر است ، در سواحل غربي 400 ميلي متر در سواحل شرقي 100 ميلي متر و در سواحل جنوب غربي به 1400 ميلي متر مي رسد . تبخير سالانه در بيشتر جاها به 1000 ميلي متر و در جنوب شرقي به 1400 ميلي متر مي رسد .
قسمت هاي شمالي. دريا در قسمتي از سواحل قزاقستان و روسيه 2 تا 3 ماه يخ مي بندد كه ضخامت يخ به 2 متر مي رسد . در برخي سالها قطعات يخ به صورت آيسبرگهاي كوچك توسط توفانها و جريانات دريايي در طول ساحل تا شبه جزيره آبشوران ( باكو) رانده شده و سبب ايجاد خطر براي تجهيزات فني شناور دريايي و قايقها مي شوند . متوسط شوري آب دريا حدود 13 در هزار مي باشد . سطح آب درياي خزر در طول تاريخ نوسانات كوتاه مدت داشته است ، كه نيم قرن اخير نوسانات آن به سبب تغيير شرايط اقليمي ،كاهش آب ورودي رودخانه ها ، افزايش تبخير سطحي آب ، فعاليت هاي اقتصادي ( احداث سدهاي بزرگ بروي رودها و استفاده از آنها در آبياري زمينهاي كشاورزي و ساير مصارف اقتصادي ) و نيز جريان آب به خليج قره بو غاز گول بوده است .
اين خليج حدود 12 هزار كيلومتر مربع وسعت داشته و سطح آن 4 تا 5 متر پايين تر از سطح درياي مازندران است . از دريا سالانه حدود 10 تا 12 كيلومتر مكعب آب وارد آن شده و مقدار زيادي از آن به علت شرايط آب و هوايي خشك تبخير مي شود . در سالهاي دهه 1980 بين دريا و دهانه خليج قره بو غاز گول سدي احداث شد كه اين عمل سبب افزايش سالانه 2 تا 3 سانتي متري سطح آب درياي مازندران شده بود ولي اين اقدام سبب خشك شدن آب خليج و كاهش كيفي و كمي مواد خام شيميايي ارزشمند آن ( از جمله ميرا بيليت ) شد ، به همين سبب سد مذكور در 1984 گشوده و جريان آب درياي خليج دوباره بر قرار شد .
ب – نگاهي به تاريخ شناخت درياي مازندران .
براي اولين بار از اين دريا ، جغرافيدان و مـورخ يوناني هكاتي ميلتي ( قرن 6 – 5 قبل از ميلاد ) بـــا نــــام ‹‹ درياي هيركان ›› نام مي برد . در قرن پنجم بيش از ميلاد هردوت از بسته بودن دريا خبر مي دهد ، پس از آنها استرابون و بطلميوس اطلاعاتي از آن ارايه مي كنند .
خوارزمي هم مختصات رياضي آن را تعيين كرده ، استخري حدود دريا ، جزاير و رودهاي آن و شهرهاي ساحلي را ذكر كرده است . مسعودي در قرن دهم درباره شناورهاي روسي نفت باكو و آتشفشان فعال يكي از جزاير اطلاعاتي ارايه داده است .
درياي مازندران در طول تاريخ اسامي گوناگون داشته كه به ذكر برخي از آنها مي پردازيم :
1- در منابع يوناني و رومي قديم : كاسپي ها – هيركاني – آلبانيا – سكوتها .
2- در منابع لاتيني : كاسپيوم – هوركانيوم – آلبانيوم – سكوتيكوم .
3- در زبانهاي اروپايي : كاسپين .
4- در منابع روسي : خوالتيسكيم .
5- و در منابع عربي و فارسي : خزر – طبرستان – آبسكون – خراساني – گرگان – قزوين – جيلي – ساري – ارقانيا – باب – آكفوده – وارك ش .
اكنون در روي نقشه هاي جهاني و بين المللي نام كاسپين ديده مي شود . درباره كاسپين اعتقادات مختلفي است ، عده اي آنرا از پارسي باستان به معناي كرانه پهن و فراخ برخي آنرا منسوب به قوم كاسپي كه زماني در سواحل جنوبي و غربي دريا زندگي مي كردند و بعضي آنرا قزوين معرب كاسپين مي دادند و ...
آبسكون نام بندر گاهي در مصب رود گرگان و حوالي گيمش تپه كنوني در استان گلستان فعلي بوده است .
ارقانيا همان هيركاني است و هوركان همان گرگان مي باشد .
طبرستان نيز از نام تپورستان و قوم تپورها گرفته شده كه قبل از ورود آريايها در اين قسمت زندگي مي كردند . البته طبرستان به معناي كوهستان هم مي باشد كه به سواحل جنوبي درياي مــازندران اطـــــــلاق مي شود .جيل ياگيل از گيلان گرفته شده و اما خزر كه خيلي دريا را با اين نام مي شناسند . خزرها قومي بودند كه در قبل از ميلاد در قفقاز زندگي مي كرده و سپس به منطقه ولگا رفته و حكومتي تشكيل داده اند و در كنار رود ايتل ( ولگا) شهر حاجي طرخان ( آستراخان فعلي در روسيه ) را پايتخت خود قرار دادند و با روميها و ايرانيها همسايه بودند و با اين دو ابر قدرتها نيز گاه گاه درگير مي شدند . برخي آنان را قوم ياجوج و ماجوج ناميده اند و بالاخره با حمله مغولها از بين رفتند . پس ناميدن دريا بنام اقوامي كه قرنهاي قبل از بين رفته اند مناسب نيست . در اين بين مازندران بهترين نام است . مازندران هم اكنون به منطقه و استاني در شمال ايران اطلاق مي شود كه مردمان آن را با نام اقوام مازني شناخته مي شوند .
ج – جغرافياي اقتصادي :
درياي مازندران داراي اهميت اقتصادي بسيار است . از دير باز اين دريا منطقه مهم صيد ماهي به شمار مي رود . از نظر توليد ماهيان خاوياري بيشترين توليد جهاني در اين دريا انجام مي شود . در دهه اخير در اثربهره برداري هاي غير اصولي و بدون برنامه نسل ماهيان بويژه ماهيان خاوياري در معرض نابودي قرار گرفته است ( بويژه توسط كشورهاي تازه استقلال يافته ) .
توليد خاويار غير استاندارد توسط اين جمهوري ها سبب كاهش شهرت جهاني خاويار درياي مازندران شده است . تنها جمهوري اسلامي در تلاش است كه با پرورش ميليونها بچه ماهي استروژن در سال ، جلو انقراض نسل اين نوع ماهي و طلاي سياه آن را بگيرد و ماهي كيلكا نيز به وفور صيد مي شود . درياي مازندران از مهمترين ذخاير نفت جهان بعد از خليج فارس و سيبري است . براي اولين بار در سواحل باكو در سال 1923 استخراج نفت به شكل مدرن شروع شد . درباره ذخاير نفت و گاز آن تخمينهاي مختلف از 30 ميليارد تا 200 ميليارد شبكه نفت اعلام شده است . پس از فروپاشي شوروي سابق ، يكي از مهمترين رويدادهاي اقتصادي درياي مازندران يعني تشكيل كنسرسيوم نفتي آذربايجان به وقوع پيوست كه طي آن هشت شركت نفتي معروف جهان براي بهره برداري از سه حوزه نفتي با نامهاي چراغ ، آذري و گونش كنسرسيوم ايجاد كردند كه به علت عدم وجود رژيم حقوقي كار اين كنسرسيوم در بيشتر نقاط مورد اعتراض كشورهاي ساحلي بويژه ايران و روسيه قرار گرفته است .
‹‹ ايران نيز از اسفند ماه 1374 اولين حفاري براي استخراج نفت را شروع كرد ›› در سواحل دريا و بويژه خليج قره بو غاز گول تركمنستان انواع نمك هاي معدني استخراج مي شود در ساحل تركمنستان ( بندر تركمن باشي ) و قزاقستان ( بندر آق تاو ) از آب دريا با دستگاههاي آب شيرين كن براي مصارف عمومي و صنعتي استفاده مي شود . دريا از نظر ارتباطي و حمل و نقل دريايي اهميت زيادي دارد و شبكه راههاي دريايي بين بنادر مهم آن مانند باكو ( آذربايجان ) ماخاچ قلعه ( جمهوري داغستان روسيه ) ، آستراخان خان ( روسيه ) آكتاو و آتيراو ( قزاقستان ) ، تركمن باشي و آكتاش ( تركمنستان ) نوشهر و انزلي ( ايران ) برقرار است .ناوگان تجاري درياي مازندران در اواخر قرن 19 در شهر باكو ايجاد شد . كه بيشتر آن متعلق به روسيه است .
2- نگاهي به رژيم حقوقي درياي مازندران .
درباره مالكيت اين پهنه آبي تا سال 1991 هيچ مشكل خاصي وجود نداشت ، اما به دنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به هم ريختن توازن قدرت ، وضعيت ژئوپلتيك جديدي در منطقه ايجاد و به دنبال آن علاوه بر ايران و روسيه به عنوان دولتهاي سنتي حاشيه دريا ، دولتهايي مثل آذربايجان ، قزاقستان و تركمنستان نيز به اين دريا دسترسي يافتند .
اما در سطح جهان تعيين رژيم حقوقي پهنه هاي آبي از قراردادها و معاهدات خاصي پيروي مي كند . و در اين ميان بايد ديد كه درياي مازندران با كدام سري قوانين حقوقي بين المللي هم خواني دارد آيا قوانين خاص درياها شامل آن مي شود يا قوانين درياچه ها و درياهاي بسته ؟
الف – درياي مازندران يك درياچه .
اگر چه واژه هاي دريا و درياچه به سادگي برده مي شوند . اما علاوه بر معناي لغوي عادي خود داراي محتواي علمي و سياسي مشخصي نيز هستند و مفاهيم دريا و درياچه در تعيين مرزهاي آبي بين كشورها اهميت فراواني برخوردار مي باشد و لازم است به مفهوم دقيق توجه خاصي مبذول گردد .
دريا يا درياچه بودن يك مساله مربوط به علم زمين شناسي است شرايط و ويژگي هايي كه در اين باره ذكر مي گردد شامل : اندازه ، ميزان شوري ، مواد معدني ، عمق ، مدت حيات ، روش تشكيل و وجود يك فلات قاره است . با اين معيارها آزوف 1 با داشتن38 هزار كيلومتر مربع وسعت و 14 متر عمق در رديف درياها قرار مي گيرد ولي مازندران با حدود 400 هزار كيلومتر مساحت و 1025 متر عمق به دليل شرايط خاص در رديف درياچه ها قرار مي گيرد . درياچه بودن آن در بسياري از اسناد حقوقي ، دولتي و بين المللي رسماً منعكس شده است . درياي مازندران فاقد راه آبي به درياهاي آزاد و جهان مي باشد و تنها از طريق كانال ايجاد شده بين رودهاي ولگا و دن به طول 101 كيلومتر در خاك روسيه به درياي آزوف و درياي سياه و سپس مديترانه متصل مي شود .

ب- رژيم حقوقي درياچه ها و درياهاي بسته .
براي تعيين وضعيت حقوقي پهنه هاي آبي دو كنوانسيون ( عهدنامه و قرارداد ) وجود دارد . يكي مربوط به سال 1958 كه نقصهاي زيادي دارد و ديگري كه پس از چندين نشست ديگر تكميل شد و مورد قبول جامعه جهاني است ، كنوانسيون 1982 مي باشد .
در بيشتر مباحث حقوقي بين المللي سه نوع درياي بسته از يكديگر تميز داده مي شود :
1- دريايي را كاملاً توسط سرزمين دو يا چند كشور و بدون راه طبيعي به درياي ديگر احاطه شده باشد مانند درياي مازندران
2- دريايي را توسط چند كشور احاطه شده و به وسيله يك يا چند تنگه باريك به ساير درياها متصل است و رژيم حقوقي آن بر اساس معاهدت بين المللي تنظيم شده است . مانند درياي سياه
3-مانند درياهاي نوع دوم است اما بدون يك رژيم حقوقي قراردادي بر اساس معاهدات بين المللي مثل درياي ژاپن يا درياي اختسك ( شرق روسيه و حاشيه اقيانوس آرام ) .
منطق درياي بسته به آن است كه كشتي راني در اين مناطق به دولتهاي ساحلي آن اختصاص داشته و لذا بايستي در جهت منافع آن تنظيم گردد .
به عبارت ديگر دولتهاي هم مرز با يك درياي خاص يا توافق بين خود مي تواند از آن مشتركاً بهره برداري كنند .
|
|
كنواسيون هاي عمده حقوق درياها ( 1958 و 1982 ) درباره درياي مازندران مطالب زيادي ندارند .در مفهوم بين الملل ، درياهاي بسته به آبهايي گفته مي شود كه در محدوده خشكي قرار دارند و توسط دو يا چند كشور احاطه شده اند . از اين رو با توجه به آن كه از طرفي درياچه بودن ( مازندران ) در اسناد حقوقي رسماً منعكس شده و از سوي ديگر بين چند كشور ساحلي محصور مي باشد كه فاقد راه ارتباطي با درياهاي آزاد است رژيم حقوقي آن با تاكيد بر درياچه بسته بودن بايستي تدوين گردد .
مهمترين اصل و عرف شناخته شده در مورد درياچه هاي مرزي محصور بين دو يا چند كشور ، توافق دولتها ي ساحلي بر اساس ‹‹ اصل اتفاق آرا ›› مي باشد . در حال حاضر درياچه هايي كه شرايطي مانند درياي مازندران دارند ، بر اساس همين اصل داراي رژيم حقوقي مي باشند :
1- درياچه بود نسه ( كنستانس ) بين آلمان ، اتريش و سويس
2- درياچه لمان ( ژنو) بين فرانسه و سويس
3- درياچه هاي پنج گانه ( سوپر يور ، هورن ، ميشيگان ، اريه ، و آنتاريو ) بين كانادا و ايالات متحده آمريكا .
4- درياچه ويكتوريا در قاره آفريقا بين ، اوگاندا ، تانزانيا و كنيا
اگر چه رژيم حقوقي درياچه هاي ذكر شده يكسان نيست ولي اصل اتفاق آرا براي همه آنها وجود دارد و البته رژيم آنها عيناً قابل تعميم براي درياي مازندران نخواهد بود .
ج – تاريخچه رژيم حقوقي درياي مازندران .
تاريخ گذشته دريا بيانگر اينست كه پس از انقراض حكومتهاي قومي و محلي حاشيه و تثبيت قلمرو حاكميت دولتهاي ايران و روس تا امتداد سواحل ، همواره بين دو كشور مشترك بوده است . كه البته بر خلاف ايران كه در بهره برداري از منابع دريايي توفيق چنداني نداشته ، روسها مدتها حق انحصاري ماهيگيري و بهره برداري از دريا را به خود اختصاص داده بودند . حتي يك بار در اوايل قرن 18 ميلادي روسيه قصد داشت با سوء استفاده از ضعف حكومت مركزي ايران و به بهانه سركوب شورشيان ، تمام سواحل دريا را در قلمرو خود قرار دهد . ( قرارداد بين شاه تهماسب دوم و پتر كبير در 12 سپتامبر 1723 در شهر سن پترزبورگ ) . اما اقتدار دوباره ايران در زمان نادر شاه و ضعف روسها باعث عقد قراردادهاي ‹‹ رشت ›› در 1732 و ‹‹ گنجه ›› ، در 1735 شد . كه بر اساس آنها روسيه نيروهاي خود را از شهرهاي ساحلي جنوب دريا تخليه كردند .
اگر چه تمام وقايع ميان دو كشور بر روي دريا اثرات مستقيم يا غير مستقيم مي گذاشته ولي تا عهد نامه گلستان ( 1823 م ) هيچ سندي بين دو طرف كه در آن وضعيت حقوق در دريا باشد امضاء نشده بود . در فصل پنجم اين عهد نامه حدود اختيار و اقتدار هر دو دولت در كشتيراني دريا ذكر گشته بود . پس مي توان آغاز تاريخچه رژيم حقوقي اين دريا را عهد نامه گلستان ذكر كرد كه در 1828 م ( با عهد نامه تركمن چاي مهر تاييد آن زده شد . ( بند هشتم عهد نامه تركمن چاي ).
در اين دو قرار تحميلي كه پس از شكست ايران در جنگهاي اول و دوم با روسيه بسته شد ، علاوه بر محروميت هاي شديد ديگر ، ايران حق استفاده از كشتي جنگي و حضور نظامي در دريا را از دست داد و ايران هم به دليل فقدان امكانات كشتي سازي ، عملاً به جز باريكه ساحلي خود ، بقيه دريا را به روسها واگذار نمود .
قراردادهاي فوق به گونه اي بود كه بيش از 85 درصد كرانه هاي دريا در قلمرو روسيه و كمتر از 15 درصد در قلمرو ايران قرار مي گرفت . وضعيت تعيين شده تا پايان حكومت تزارها در روسيه ادامه يافت ، پس از انقلاب 1917 م حاكمان بلشويك ظاهراً بعنوان حركت انقلابي و در حقيقت جهت تحكيم حكومت تازه خود و براي جلوگيري از نفوذ مخالفان از سوي مرزهاي كشورهاي همسايه ، برخي قراردادهاي استعماري گذشته را لغو كردند . نتيجه اين امر عقد عهدنامه مودت 26 فوريه 1921 با ايران
( ابتداي حكومت رضاخان ) در فصل يازدهم اين عهدنامه از درياي مازندران و حق مساوي كشتي راني دو كشور در آن صحبت مي كند . ‹‹ طرفين متعاهد رضايت مي دهند كه از زمان امضاي اين معاهده هر دو به نسبت مساوي حق كشتيراني آزاد در زير پرچم خود در درياي خزر ( مازندران ) داشته باشد .
در فصل هاي 5 و 6 اين عهد نامه روسها حق مداخله نظامي در خاك ايران را به دولت وقت ايران تحميل كردند كه اين مواد در سال 1358 از سوي شوراي انقلاب اسلامي ، يك طرفه فسخ شد و به سازمان ملل متحد نيز اطلاع داده شد . اما در هر صورت اين عهد نامه راه را براي انعقاد قرارداد بازرگاني و دريا پيمايي 25 مارس 1940 هموار ساخت . اين قرار داد در سال دوم جنگ جهاني دوم ميان تهران و مسكو امضا شد زماني كه سياست ‹‹ نگاه به شرق ›› آلمانيها آغاز شده بود و اين قرار داد امتياز تازه اي براي شوروي بود براي جلوگيري از نفوذ آلمان ها در درياي مازندران . شوروي توانست به كمك اين عهدنامه و با استفاده از پايگاه درياي خود سراسر دريا و آبهاي ايران را به كنترل در آورد . يك سال پس از آن بود كه شوروي به كمك بريتانيا ، ايران را اشغال و رضا شاه را تبعيد كردند .
مفاد قرارداد 1940 دو اصل ‹‹ انصاف ›› و ‹‹ تساوي حقوق ›› را مد نظر قرار داد . بويژه مواد 12 و 13 اين قرارداد كه كشتيراني و ماهيگيري بر اساس تساوي حقوق را ارايه مي دهد . در اين قرار داد براي اولين بار از اين دريا با نام ‹‹ درياي ايران و شوروي ›› سخن به ميان مي آيد ، كه حاكي اين نكته است كه بايد از ورود عوامل خارجي به اين دريا جلوگيري كرد . ماده 12 اين عهد نامه ، بيانگر التزام هر يك از طرفين به رعايت اصل برابري رفتار بين كشتي هاي حاصل پرچم طرف مقابل است . شرايط يكسان در پذيرش بنادر و تردد كشتيهاي طرف مقابل ، گرفتن عوارض بندري و... همگي بر اصل انصاف دلالت دارد . همچنين طبق ماده 13 حضور كشتيهاي دول و اتباع كشورهاي ثالث در دريا صراحتاً منع گرديده است . بر اساس همين قرار داد براي كشتيهاي صيادي دو طرف يك منطقه انحصاري ماهي گيري تا حد 10 مايل از ساحل در نظر گرفته شد و به مناطق دريا براي دو كشور آزاد اعلام شد . ( بند چهار از ماده 12 ) اما يكي از نكات مسكوت گذاشته شده در اين عهد نامه ، نحوه استفاده مشترك از منابع زير بستر درياست . علت آن هم نبود اطلاعات كافي در مورد ذخاير معدني اين دريا و عدم دستيابي به فناوري لازم جهت كشف و استخراج از منابع زير بستر در زمان عقد قراردادهاي دوگانه است .زماني كه در سال 1949 استخراج نفت در سواحل باكو توسط شوروي شروع شد ، ضعف اين عهد نامه ها كه دريا را مشترك ناميده بودند به وضوح آشكار شد . در همين زمان همسايه قدرتمند شمالي بدون توجه به حقوق مسلم همسايه جنوبي خود، در اين پهنه آبي ، سفره گستر اند و به اقداماتي دست زد كه امروز هم برخي ميراث خواران شوروي سابق ( آذربايجان و قزاقستان ) همان اقدامات را سر لوحه خود قرار داده اند . از نواقص ديگر اين معاهدات وضعيت امنيت است كه هيچ وجه تمايزي بين كشتيهاي تجاري و جنگي نشده اند ، به همين جهت ناوهاي جنگي مانند كشتيهاي تجاري مي توانستند آزادانه در هر نقطه دريا حركت كنند كه خطر بالقوه اي براي امنيت و استقلال سياسي كشور ساحلي ضعيف تر ( ايران ) به شمار مي رفت ( اگر چه اين قضيه هيچ وقت رخ نداد ) .
اگر چه قرارداد هاي 1921 و 1940 به مساله رژيم حقوقي دريا و تقسيم آن ميان دو كشور اشاره مستقيم ندارند ولي محتوا و روح اين قراردادهاي ميتوانست رژيم حقوقي دريا را بر اساس فرمول تقسيم يك نوار ساحلي ميان كشورهاي كرانه اي و ‹‹ مشاع كردن ›› باقي مانده دريا استوار سازد .
د - رژيم حقوقي درياي مازندران و شرايط ژئوپلتيك جديد در منطقه .
همگام با دگرگون شدن نظام جهاني در پي سرنگوني اتحاد جماهير شوروي پيشين ، ايالات متحده آمريكا ، تلاش گسترده اي براي شكل دادن به يك نظام جهاني تك قطبي را شروع كرده است .
درياي مازندران در سياست هاي آينده ايالات متحده به عنوان يكي از منابع تامين انرژي قرن بيست و يكم فرض شده و اهميت خاصي به آن داده شده است . همين ديدگاه ژئوپلتيكي و ژئواكونوميكي خاص است كه موقعيت اين دريا را در سياست هاي جهاني بالا برده است و كشورهاي اطراف دريا را به جان هم مي اندازد .
در طول قرن اخير شوروي سابق هيچ گاه ايران را به عنوان يك شريك اصلي در كرانه دريا محسوب نكرده و در جريانات مختلف ( مثل استخراج نفت ، صيد ماهي ، معرفي ماهي كفال با كيفيت پايين و از بين بردن ماهي آزاد بومي دريا ، سوراخ شده لوله هاي نفت و بحران هاي زيست محيطي دريا و......) به ايران توجه نكرده و حتي نسبت به اعتراض هاي ايران بي اعتنايي مي كرد . به اين ترتيب كاملاً مشخص است كه فروپاشي شوروي در ( دسامبر 1991) نه تنها به آزادي چهار كشور روسيه – قزاقستان – تركمنستان و جمهوري آذربايجان در كناره درياي مازندران انجاميد ،بلكه سبب آزادي ايران از تجاوز كاري همه جانبه آن قدرت باشد . اما ايران برخلاف اين چهار كشور گرفتار زورگويي هايي غير قانوني تازه اي شد كه در پشت آنها دستهاي ايالات متحده آمريكا و روسيه ديده مي شود . با توجه به اهميت منابع نفت در دريا و مشكلات اقتصادي كه كشورهاي چهارگانه تازه به استقلال رسيده دارند ، اين پهنه آبي اهميت سياسي و اقتصادي زيادي پيدا نموده و رقابت شديد بين كشورها ي منطقه كشورهاي غربي و شركتهاي نفتي آمريكايي و اروپايي ( بويژه انگليسي ) در حال تشكيل دادن يك سيستم جديد بين المللي در حوزه درياي مازندران مي باشد .
در حالي كه اقدامات سياسي ، اقتصادي ، استراتژيك و ژئوپلتيك همچنان در منطقه ادامه دارد ، مساله تعيين رژيم حقوقي و ترسيم مرزهاي جغرافيايي دريا پيچيده و لاينحل باقي مانده است و حساسيتهاي زيادي در پنج كشور كرانه اي ايجاد نموده است در چنين شرايطي امكان ايجاد كشمكش هاي جديدي ميان آنان وجود دارد . نمونه بارز آن اقدام قاطع ايران در تابستان سال 1380 مي باشد ( پرواز جنگنده هاي ايراني و اخطار به آذربايجان براي جلوگيري از عمليات اكتشافي در حوزه نفتي با نام البرز ، منطقه اي كه ايران متعلق به خود ميداند . ) در صورت نبود حسن نيت بين دو طرف اين امر مي توانست مورد بهره برداري صاحبان اهداف ستيزه جويانه بويژه آمريكا در منطقه واقع شود . آمريكايي كه دريا برايش اهميت فوق العاده اي پيدا كرده و با اجراي ‹‹ طرح مشاركت براي صلح ›› مي خواهد ‹‹ ناتو ›› را به شرق تا درياي مازندران گسترش دهد و با اجراي مانورهاي نظامي مشترك ( اوت 2003 ) و گسيل ابزارهاي نظامي به جمهوري آذربايجان و ديگر كشورها ، خواهان نظامي كردن ( ميليتاريزه نمودن ) دريا به اهدافش برسد . ( البته روسيه اولين مانور نظامي را تاريخ اوت 2003 در دريا برگزار كرد و اهداف خاص خود را دنبال مي كرد ) . پس كشورهاي اطراف هر چه زودتر بايد به تفاهم و توافق دست يافته و وضعيت تقسيم دريا را حل و فصل كنند . تاكنون ( بهمن 83 ) بيش از 15 جلسه كار گروهي توسط كارشناسان وزارت خارجه پنج كشور تشكيل شده و اگر چه حدود 70% به گفته خبرگزاريها پيشرفت داشته اند اما هنوز به توافق نهايي نرسيده اند . علت عدم دستيابي به تفاهم را بايد در عدم صداقت ميان دولتهاي پنج گانه و پيگيري اهداف فزون خواهانه از سوي آنها جستجو كرد . تاكنون توافق هايي دوطرفه بين تعدادي از كشورهاي كرانه اي (مثل روسيه و قزاقستان ) يا ( روسيه و آذربايجان ) صورت گرفته و اين امر مي تواند راه را براي توافق پنج جانبه هموار نمايد ، ولي نبايد اينگونه قراردادها در مورد آبهاي بين المللي صورت گيرد و مشكل ساز گردد و همين كه آبهاي ساحلي و سرزميني را تعيين تكليف كند مي تواند مناسب باشد .
ح ) ديدگاههاي گوناگون در تعيين رژيم حقوقي .
اگر چه كشورها ي كرانه اي در تعيين رژيم حقوقي اتفاق نظر دارند و به دلايلي كه گفته شد هنوز توافقي در اين زمينه به دست نيامده است . پس از فروپاشي شوروي ، در به پيشنهاد ايران شوراي همكاري كشورهاي ساحلي درياي مازندران ( خزر ) ايجاد شد( 17 فوريه 1992) . يكي از اهداف اصلي اين شورا تعيين تكليف وضعيت حقوقي دريا بود ولي از اين شورا تنها نامي باقي مانده و به دلايل مختلف نتوانسته به نتايج مورد نظر خود دست يابد . ( مهمترين دليل آن عدم دستيابي به توافق درباره رژيم حقوقي است . ) دولت هاي چهارگانه تازه استقلال يافته در بيانيه 1991 در آلماتي ( پايتخت سابق قزاقستان ) موظف به پذيرش تعهدات باز مانده از دوران اتحاد شوروي شدند كه اين شامل پذيرش رژيم حقوقي پيشين دريا تا تدوين رژيم حقوقي جديد نيز مي باشد . تركمنستان در سال 1993 قانون مرزها را تصويب و علاوه بر اعلام 12 مايلي آبهاي سرزميني ، محدوده منطقه اي انحصاري اقتصادي خود را به منظور بهره برداري اختصاصي در دريا تعيين نمود . قزاقستان كه با شركتهاي نفتي غربي وارد مذاكره شده بود بخش مربوط به خود را طلب كرده و خواستار تقسيم دريا بر اساس مقررات كنوانسيون حقوق درياهاي 1982 گرديد و آذربايجان هم براي استخراج نفت و تشكيل كنسرسيوم نفتي ، بخشهايي از دريا را جزو قلمرو و سرزمين خود اعلام كرد . دولت روسيه در 1994 طي سندي اعلام نمود كه كليه اقداماتي را كه به منظور تقسيم آبهاي دريا صورت پذيرفته غير قانوني است . و ايران نيز تا دستيابي به رژيم مورد تاييد تمام كشورهاي منطقه ادعاهاي كشورهايي مثل قزاقستان و آذربايجان را مردود دانسته است . دو كشور اخير مدعي شدند كه شوروي پيشين به گونه اي ابهام آميز خطي مرزي براي ايران در دريا تعيين كرده بود . آنان معتقد بودند در قراردادهاي 1921 و 1940 ، آبهاي دريا بر اساس يك خط فرضي مستقيم بين آستارا در آخرين نقطه مرزهاي خشكي ايران در مرز كشور آذربايجان به خليج حسينقلي در انتهاي رود اترك ، ميان ايران و شوروي تقسيم شده است .
اين سياست نمي تواند درست باشد چون تنها مي توانست يك تصميم داخلي شوروي بوده و هيچ ربطي به كشور مستقل ايران در آن دوران نداشته و از ديد حقوقي و روابط بين المللي نمي تواند براي ايران الزام آور باشد . اين خط در صورتي ارزش حقوقي داشت كه بعنوان يك قرارداد مرز دريايي رسمي به امضا مي رسيد و در سازمان ملل هم ثبت شد . تاكنون دو ديدگاه كلي براي رژيم حقوقي درياي مـــــــازندران مطر ح شده است :
1- مشاع كردن سراسر دريا براي كشورهاي ساحلي 2- تقسيم سراسر دريا براي كشورهاي ساحلي
البته هر يك داراي نواقصي است . نه مشاع كامل مي تواند مناسب باشد چون چنين پهنه آبي تمام مشاع هيچ جاي دنيا وجود ندارد و تقسيم كامل هم كشورها را از همسايگي هم محروم مي كند .
ايران و روسيه و تركمنستان خواهان استفاده مشاع از دريا بوده و طرح تقسيم را ابتدا نپذيرفتند . اين دولتها خواهان يك منطقه انحصاري براي كشورهاي ساحلي و بقيه دريا را به حالت مشاع مي خواستند و اگر چه ابتدا همان محدوده 10 مايلي را كه قبلاً تعيين شده بود به عنوان منطقه اختصاصي در نظر گرفتند اما در اسفند ماه 1374 آن را به 20 مايلي افزايش دادند و حتي در سال 75 پيشنهاد 45 مايلي شد كه به تصويب نرسيد .
آذربايجان در فرو ريختن نظم موجود از ديگران پيشي گرفت و با انكار صريح اعتبار رژيم حقوقي اين دريا حتي بدون اينكه منتظر واكنش ديگر دولتهاي ساحلي گردد ، با انعقاد قراردادهاي نفتي ، ميادين نفتي خود كه موقعيت خيلي از آنها فراتر از منطقه 10 يا 20 مايلي بوده و حتي فاصله برخي از آنها در 100 كيلومتري باكو مي باشد ، به كنسرسيوم شركت هاي نفتي واگذار كرد . آذربايجان حتي پا را فراتر گذاشته و معتقد است در 1970 شوروي منطقه بالاي خط فرضي آستارا – خليج حسينقلي را بين جمهورهاي حاشيه دريا تقسيم نموده و 80 هزار كيلومتر مربع به آذربايجان ، همين قدر به تركمنستان 113 هزار كيلومتر مربع به قزاقستان و 64 هزار كيلومتر به روسيه رسيده است . قزاقستان نيز دومين كشورهاي حاشيه اي است كه از تقسيم دريا دفاع مي كند . ولي بر اساس مفاد كنوانسيون 1982 حقوق درياها ، اين كشور هم مانند آذربايجان داراي منابع غني نفتي در ساحل است و به همين جهت خواهان اجراي سريعتر تقسيم درياست . تركمنستان هم اگر چه ظاهراً طرفدار استفاده مشترك از منابع درياست ، اما عملاً با امضاي قراردادهايي براي اكتشاف و استخراج با كمپاني هاي غربي ، نشان داده كه با اصل مشاع بودن مخالف است . روسيه هم با امضاي قرارداد نفتي براي اكتشاف نفت با قزاقستان در سال 1998 نشان داد كه ديگر پاي بندي به اصل مشاع ندارد . در حالي كه سه كشور ايران ، تركمنستان و روسيه در سال 1995 اخطار كردند كه استخراج منابع دريا تا بيش از برقراري يك نظام حقوقي براي دريا ، غير قانوني است . در سالهاي اخير كه ايران در اصل مشاع بودن خود را تنها ديد به جمع طرفداران تقسيم پيوسته است . اگر چه برخي گروههاي تندرو ايراني در قضيه تقسيم دريا نظراتي مثل 50% دريا را مطرح كرده اند .
( بر اساس اينكه قبلاً دريا بين ايران و شوروي بوده و حال طرف شوروي به چهار كشور تقسيم شده نه ايران ) ولي دولت ايران بارها اعلام كرده كه طرفدار تقسيم دريا به 5 قسمت مساوي 20% درصد در سطح و كف درياست . در مقابل كشورهاي شمالي كه تاكنون توافقات دو جنبه بين خود امضا كرده اند به سهم مساوي اعتقاد چنداني ندارند . به عنوان مثال آذربايجان اعلام كرده تقسيم بايد بر اساس طول سواحل هر كشور باشد كه در اين صورت حدود 13% دريا سهم ايران خواهد بود و باقي بين چهار كشور شمالي بايد به همين نسبت تقسيم گردد .
با آنكه تقسيم دريا مشكلاتي دارد . مسايلي مهمي مانند : 1- هر كشور منافع بهره برداري بويژه نفت و گاز را به خود اختصاص دهد و آثار سوء آن را با ديگران تقسيم كند . 2- حضور غير قابل كنترل دولتها و اتباع دولتهاي ثالث در دريا كه براي امنيت و استقلال سياسي و منافع ملي ديگر دولتهاي ساحلي تهديد بالقوه به شمار مي رود . 3- از بين رفتن همسايگي كشورها با هم و...
با اين حال گويا چاره اي جز تقسيم نمانده كه تمامي كشورها به اين امر راضي شده اند . حال چگونه و با چه شرايطي كه تمامي 5 كشور حاشيه اي راضي باشند ، خود كار سختي است و جلسات مختلف روساي جمهوري وزراي خارجه و كار گروهها نيز تاكنون به شكست انجاميده است اما هنوز هم خيلي از كارشناسان بويژه دكتر مجتهد زاده از تئوريسين هاي بزرگ ژئوپلتيك و جغرافياي سياسي كشورمان و كشورهاي همسايه درباره تقسيم دريا چنين اعتقادي دارند :
از آنجا كه درياي مازندران يك استثناي جغرافيايي مي باشد ، رژيم حقوقي خاصي را مي طلبد رژيمي بر اساس ‹‹ تقسيم و مشاع ›› به اين ترتيب كه هر كشور يك نوار ساحلي بين 10 تا 45 مايل ( يا هر اندازه كه توافق صورت بگيرد ) به عنوان درياي سرزميني و منطقه انحصاري اقتصادي داشته باشد و بقيه دريا بهره برداري مشاع داشته باشد كه براي بازرگاني دريايي ، كشتي راني و ديگر فعاليتها ( امنيت ، محيط زيست ، ماهيگيري و ) مناسب تر است . كف دريا نيز در ادامه مرزهاي داخل خشكي در قسمت مشاع كشيده شود تا به نقطه مشترك برسند .
نگارنده اميدوار است كه اين دريا ، درياي صلح باشد و قبل از خط و نشانهاي نظامي مسايل آن حل گردد .
نقشه هاي ضميمه :
نقشه شماره 1 : پيشنهاد قزاقستان( تقسيم دريا با توجه به حقوق درياهاي 1982)

نقشه شماره 2 : تقسيم دريا با توجه به خط فرضي آستارا – خليج حسينقلي

نقشه شماره 3 : پيشنهاد کشور آذربايجان ( تقسيم دريا به قسمت هاي ملي )

نقشه شماره 4: پيشنهاد اوليه ايران ، روسيه ، تركمنستان( تقسيم به صورت مشاع )

منابع مورد استفاده
1- احمدي پور ، دكتر زهرا ، ضرورت تعيين رژيم حقوقي درياي خزر در پرتو ژئوپلتيك جديد منطقه ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي ؛ شماره 43 ، زمستان 1375
2- امير احمديان ، بهرام ، جغرافياي درياي خزر ، فصلنامه مطالعات آسياي مركزي و قفقاز ‹‹ نشريه مطالعاتي وزارت خارجه ›› شماره 14 ، تابستان 1375
3- حاج سيد جوادي ، سيد كمال ، نامهاي درياي مازندران ، فصلنامه مطالعات آسياي مركزي و قفقاز ، شماره 14 ، تابستان 1375
4- قاسم زاده ، دكتر فرشته ، درياچه يا درياي خزر ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي ، شماره 48 ، بهار 1377
5- مجتهد زاده ، دكتر پيروز ، دور نمايي از ژئوپلتيك منطقه خزر - آسياي مركزي ، ماهنامه اطلاعات سياسي - اقتصادي ، شماره 156- 155، مرداد و شهريور 1379
6- مجتهد زاده ، دكتر پيروز ، حقوق ايران و مساله رژيم حقوقي درياي خزر ، روزنامه
اطلاعات ، شماره 22983 ، پنجشنبه 9 بهمن 1382
باد محلي ديزباد از جمله بادهاي مهم در استان خراسان رضوي است كه در قسمتهايي از شهرستانهاي نيشابور و مشهد مي وزد و با توجه به شرايط مناسبي كه دارا مي باشد ، يك باد اقتصادي محسوب مي گردد . اين باد با گسترش تفكر استفاده از انرژي هاي نو در سطح جهان و كشور بعنوان كانون تامين انرژي آينده منطقه مد نظر قرار گرفته است .
نگارنده در اين مقاله كوتاه كه بيشتر آن را از پايان نامه كارشناسي ارشد خود استخراج كرده ؛ قصد دارد تا همكاران گرامي بصورت كوتاه از وضعيت اين باد و شرايط آن براي توليد انرژي آماده شوند . اميد است مورد توجه قرار گرفته و نگارنده را از خطاهاي احتمالي ، آگاه نموده تا ضمن تبادل علمي ، شناخت بيشتر و بهتري نسبت به يكي از پديده هاي جغرافيايي منطقه خود پيدا نماييم .
1- موقعيت جغرافيايي منطقه وزش باد
اين منطقه در جنوب شرقي و جنوب شهرستان نيشابور در جنوب ارتفاعات بينالود واقع شده است و به لحاظ مختصات جغرافيايي بين درجه 35 و 55 دقيقه تا 36 درجه و 10 دقيقه عرض شمالي و درجه 58 و 54 دقيقه تا 59 درجه و 26 دقيقه طول شرقي محدود مي باشد . از نظر آب و هوايي جزو مناطق نيمه بياباني است . ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا تقريباً 1300متر مي باشد كه از شرق به غرب بين 1455 تا 1150 متر اختلاف ارتفاع را نشان مي دهد . شرايط توپولوژي منطقه و همجواري آن با رشته كوههاي بينالود در راستاي شرق به غرب در سمت شمال و ارتفاعات منطقه فريمان و تربت حيدريه در جنوب ، يك دالان طبيعي باد تحت تاثير اختلاف فشار هوا را ايجاد نموده است . اين دالان از حوالي روستاي امام تقي ( بخش احمد آباد مشهد ) شروع مي شود ، در گستره تقريبي خود از جنوب شهرستان هاي نيشابور و سبزوار عبور كرده و به كوير مي پيوندد. اين باد علاوه بر دشت ديز باد ( كه قسمتي از دشت نيشابور است)، بخش هاي زبرخان ، مركزي ، تحت جلگه، ميان جلگه و طاغنكوه نيشابور را تحت تاثير قرار مي دهد . البته در نواحي كوهپايه اي و كوهستاني شمال و جنوب شهرستان نيشابور اين باد سرعت چنداني پيدا نمي كند .
2- ويژگيهاي باد
باد محلي ديزباد يا تيز باد با جهت شرقي – غربي مي وزد و اثرات فرسايشي آن در جنوب دشت نيشابور و تمايل درختان كوچك و بزرگ به سمت غرب نشان از قدمت اين باد دارد .
باد ديز باد داراي دو نوع نوسان عمده است : 1- نوسان فصلي 2- نوسان روزانه
1- نوسانات فصلي : سرعت باد در حوالي نيمه شب كم شده و تا اوايل صبح ادامه دارد و در نيم روز سرعت باد به بيشترين مقدار خود مي رسد .
عرض متوسط دالان باد حدود هفت كيلومتر است كه در ناحيه دهانه آن ( اطراف روستاهاي امام تقي و حسين آباد رازان ) به حدود چهار كيلومتر مي رسد . گستره طولي و قابل استفاده آن در راستاي شرق به غرب به بيش از 50 كيلومتر مي رسد ( يعني تا نواحي جنوب غربي نيشابور ) . اين باد در طول سال تغيير جهت ناچيزي دارد. باد ديز باد حدود هشت تا نه متر در ثانيه سرعت دارد و تداوم وزش آن بيش از
ساعات سال مي باشد . در سطح جهان بادي اقتصادي تلقي مي شود كه حدود 6 متر در ثانيه سرعت داشته و در، دوسوم ايام سال جريان داشته و جهت نسبتاً ثابت داشته باشد . با توجه به اينكه انرژي و قدرت توليدي باد با توان سوم سرعت مناسب است(1) و سرعت باد ديزباد زياد است ، مسلماً توليد انرژي بسيار بالا خواهد بود . پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه اين باد كاملاً اقتصادي است . ( بازده توربين هاي بادي به شدت و سرعت باد بستگي دارد )
3- مزايا و معايب باد
مهمترين مزيت اين باد مناسب بودن آن براي توليد انرژي برق است . همچنين در تابستان تا حدود زيادي به تعديل و لطافت هوا در مناطق مياني و شمالي دشت نيشابور كمك مي كند . اين امر را در برخي روزهاي تابستان كه باد نمي وزد مي توان در مناطق روستايي ديد كه گرما مردم را كلافه مي نمايد .
همچنين در گذشته براي جدا كردن كاه از دانه در خرمنهاي گندم وجو و ... در كشاورزي سنتي استفاده مي شده كه هنوز هم كم و بيش كاربرد دارد .
اما از معايب آن :
1- تبخير شديد ، كه مهمترين عيب اين باد است و رطوبت سطحي زمين را به سرعت از بين مي برد و براي محصولات كشاورزي آفت محسوب مي گردد . 2- آسيب رساني به محصولات زراعي و باغي از طريق شكسته شدن ساقه محصولاتي مانند گندم و جو ، ريختن ميوه ها و شكسته شدن شاخه درختان مثمر و غير مثمر و وارد شدن خسارات به تاسيسات ( قطع برق ، تلفن ، سقف و ديوار منازل روستايي و... )
3- ايجاد گرد و غبار ( آلودگي طبيعي هوا ) بويژه در اطراف كال شور و بخش هاي جنوبي دشت نيشابور كه باعث بوجود آمدن برخي بيماريهاي چشمي ، پوستي و تنفسي در روستاهاي اين قسمت مي گردد .
4- حركت روان و فرسايش خاك كه بويژه در بخش ميان جلگه و جنوب بخش زبرخان به خوبي ديده مي شود .
4- طرح مطالعاتي نيروگاه بادي دشت ديز باد
بشر از ديرباز به طور سنتي از انرژيهاي تجديد پذير استفاده كرده است . آسياب هاي بادي قديمي در ايران و ساير كشورهاي بادخيز و به خصوص معماري سنتي ايران خود حكايت از بكارگيري انرژيهاي تجديد پذير در زمان هاي گذشته مي نمايد . ( در 2200 سال قبل اولين آسياب بادي به نام ايرانيان در اختراعات جهان ثبت شد ) .
تحولات جهاني در زمينه توجه به حفظ محيط زيست و فناپذير بودن منابع انرژي فسيلي ، گرايش استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را سرعت بخشيده است و روز به روز توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد . انجام كارهاي تحقيقاتي نمونه سازي و توليد انبوه در شرايط حاضر زمينه را براي توجه هر چه بيشتر و اقتصادي نمودن انرژيهاي تجديد پذير به خصوص در برخي از شاخه هاي آن از جمله انرژي باد فراهم نموده است . استفاده از باد براي توليد انرژي برق براي اولين بار در سال 1931 ميلادي توسط روسها در كناره درياي سياه و با استفاده از توربيني به قدرت KW 100 انجام گرفت و بعد از دوره اي تحول و پس از بحران انرژي 1973 ميلادي كار تحقيق و ساخت توربين هاي بادي با شتاب بيشتري ادامه يافت . طبق محاسبات انجام شده ، عامل انرژي باد در كره زمين به 1800 تراوات ( هر تراوات معادل 10 به توان 12 وات ) مي رسد . از اين مقدار حدود 10% خشكي و بقيه در سطح اقيانوسها پراكنده اند . اگر مصرف انرژي سكنه زمين را 10 تراوات به حساب بياوريم ، حدود 6/.% كل انرژي باد مي تواند جوابگوي احتياجات ساكنين كره زمين باشد .
امروزه كاربرد توربين هاي بادي مورد توجه جدي محافل علمي و صنعتي و اقتصادي قرار گرفته است به گونه اي كه ظرفيت نصب شده توربين هاي بادي جهان از 5500 مگاوات در اواسط سال 1996 در سپتامبر 1999 در 37 كشور جهان به اندكي بيش از 12310 مگاوات توليد رسيده است . ايران در اين ميان با 11 مگاوات توليد برق بادي مقام 26 دنيا را دارا مي باشد .
با توجه به وجود باد مناسب و اقتصادي در منطقه نيشابور از اوايل دهه 1370 شمسي ، توسط جهاد دانشگاهي مشهد و جهاد سازندگي خراسان پيشنهاد مطالعات ايجاد نيروگاه مطرح گرديد .

نمای از چاه آب - بادی در اطراف روستای صالح آباد نوبهار
در ابتداي امر به دليل نبود ايستگاه هواشناسي در منطقه مورد مطالعه ( دشت ديزباد ) از اواخر سال 1374 كار مطالعاتي بادسنجي با نصب دستگاههاي ثبات دار توسط جهاد سازندگي در ارتفاع 20 متري از سطح زمين آغاز شد . اطلاعات ايستگاه بادسنجي حسين آباد رازان كه در سالهاي 75 و 76 جمع آوري شده بود ايجاد نيروگاه و مزرعه بادي2 در دشت ديزباد را از نظر اقتصادي توجيه كرد . و بعد از انجام مذاكره با يك شركت آلماني مجري طرحهاي نيروگاههاي بادي ، دو واحد نيروگاه بادي بصورت آزمايشي در منطقه احداث شد و ايجاد مزارع بادي ( 2 ) در برنامه آينده قرار گرفت . در طرح مطالعاتي پنج مزرعه بادي پيش بيني شده است كه عبارتند از :
مزرعه شماره يك در روستاي حسين آباد ، مزرعه شماره دو در نيم گره ، مزرعه شماره سه روستاي ديز باد سفلي مزرعه شماره چهار و پنج در جنوب غربي روستاي ديزباد بين روستاهاي نو بهار ، اسلام آباد ( چاه ده اينچي ) و ديزباد .
نيروگاههاي بادي مورد مطالعه مانند نيروگاههاي بادي منجيل در استان گيلان متصل به شبكه سراسري برق نيست ، بلكه يك تكنولوژي جديد در جهان است يعني مستقل از شبكه برق . اين نيروگاهها براي تامين برق چاههاي كشاورزي و روستاهاي كوهستاني بوجود آمده است و تكنولوژي آن همپايي كشور آلمان – مخترع اين طرح – پيش مي رود و در جهان پديده اي كاملاً جديد است .
وجود جاده اصلي مشهد – تهران و راه آهن در دست ساخت مشهد – بافق كه از ميانه دشت عبور مي نمايد ، پارامتر مثبتي براي نصب نيروگاههاي بادي در منطقه است . علاوه بر آن راههاي شوسه متعددي به منظور دسترسي به چاههاي كشاورزي دشت احداث گرديده است .
دشت ديزباد و دشت هاي همجوار آن به لحاظ كشاورزي و منابع آب زيرزميني از غناي بسيار مناسبي برخوردارند . به گونه اي كه فقط در 1000 كيلومتر مربع، تعداد 542 حلقه چاه كشاورزي وجود دارد كه فقط 26% آنها در حال حاضر( 1380 سال ) از طريق شبكه برق تغذيه مي شوند و بقيه از موتورهاي ديزلي كه برخي با فرسودگي ناشي از عمر زياد و عدم نگهداري صحيح ، مشكلات فراواني را براي كشاورزان فراهم آورده اند ، استفاده مي كنند . به طور متوسط مصرف روزانه هر موتور بين 500 تا 700 ليتر گازوييل و شش تا هفت ليتر روغن مي باشد ،كه در صورت برقي شدن اين چاه ها ( بويژه از طريق نيروگاهها بادي ) سالانه از سوخت صدها هزار ليتر گازوييل و روغن جلوگيري خواهد شد .
علاوه بر مصرف انرژي در روستاهاي منطقه ، طرح ايجاد شهر جديد بينالود با كاربري صنعتي – مسكوني به وسعت پنج هزار هكتار و حدود 300 هزار نفر جمعيت ، بار قابل ملاحظه اي در منطقه ايجاد خواهد نمود كه ضرورت تدوين برنامه اي جامع براي تامين انرژي را حتمي مي نمايد و انرژي فراوان باد دشت ديزباد مي تواند كانالي مطمئن براي تامين برق و انرژي باشد .
بر اساس يك ميانگين و شكل خاص باد ، يك واحد توربين بادي kw 500 با ، بادي كه حدود هشت متر در ثانيه سرعت دارد مي تواند 1800 كيلو وات برق در سال توليد كند ، همين توربين در منطقه ديز باد با توجه به سرعت بالاي باد مي تواند 2000 كيلو وات برق توليد نمايد . و بر اساس يك پيش بيني باد ديزباد توان توليد سالانه 4320 مگاوات برق را دارد . لذا اين منطقه و نيروگاههاي بادي آينده آن قابليت اتصال به شبكه سراسري را دارند و غير از نيروگاههاي مستقل از شبكه كه فعلاً در طرح برنامه قرار دارند بايد نيروگاههاي بادي متصل به شبكه سراسري هم مورد توجه قرار گيرند و اين امري است كه بايد مسئولين طرح بويژه سازمان انرژيهاي نو وابسته به سازمان انرژي اتمي ايران آن را مد نظر قرار دهند .
طرح ايجاد مزارع بادي ديزباد اكنون دوره مطالعات و احداث را پشت سر مي گذارد( 3 ) و در اين راه عدم تامين ارزي ، بروكراسي اداري و گمركي در وزارتخانه هاي صنايع ، جهاد سازندگي ، بازرگاني و امور اقتصادي و دارايي ، عدم همكاري شركت آلماني در برخي دوره ها ، از مهمترين مشكلات پيش روي مي باشد . با توجه به گسترش و جريان باد ديز باد در جنوب دشت نيشابور ، اين قسمتها نيز توان و ظرفيت ايجاد نيروگاه بادي را دارند و از نظر ويژگيهاي طبيعي تقريباً شرايط همساني با دشت ديز باد را دارند . اميد است كه با مطالعه اين بخش و با ايجاد نيروگاه بادي ، حداكثر استفاده از اين منبع لايزال الهي بشود .
يادداشت ها :
1- قدرت توليد با توان سوم سرعت متناسب است . بر اساس فرمول p v p= cv
يعني اگر باد 6 متر در ثانيه سرعت دارد در توان سوم سرعت مي شود ( 216 = 6 ) ولي اگر فقط يك متر به اين سرعت اضافه گردد مي شود ( 343 = 7 ) كه مقدار اختلاف آن با 6 متر سرعت خيلي بيشتر مي شود و از آنجا كه باد ديزباد 8 متر سرعت دارد ( يعني دو متر بيشتر از بادهاي اقتصادي ) پس مقدار انرژي توليدي آن خيلي زياد خواهد بود .
2- مزرعه بادي : شامل تاسيسات مربوط به گروهي از ماشين هاي بادي است كه در آرايش منظمي در يك ناحيه محدود و مناسب جهت توليد الكتريسيته مورد استفاده قرار گيرند .
3- در سال 1381 ، 5 دستگاه از توربينهاي بادي منطقه در شرق شهر جديد بيناود به بهره برداري رسيد كه به مرور تعداد واحد هاي نيروگاه بادي بينالود به 46 مورد افزايش خواهد يافت .
|
منابع مورد استفاده |
1- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، جزوه باد در خراسان 1377
2- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، طرح تفصيلي ايجاد مزارع بادي ديزباد نيشابور 1377
3- مصاحبه با آقاي مهندس ياقوتي نيا ، كارشناس انرژي اتمي جهاد كشاورزي خراسان ، 1/5/ 1379
4- كاوياني ، دكتر محمد رضا ، توربين هاي بادي و ارزيابي پتانسيل باد در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي شماره 36 ، بهار 1374
5- تاجيك ، محمد ، بررسي هاي قابليتها و موانع توسعه در شهرستان نيشابور از ديدگاه جغرافياي سياسي ، پايان نامه كارشناسي ارشد ، دانشگاه تهران ( گروه جغرافيا ) ، بهمن 1379